خواجوی کرمانی (غزلیات)/این باد کدامست که از کوی شما خاست
ظاهر
| این باد کدامست که از کوی شما خاست | وین مرغ چه نامست که از سوی سبا خاست | |||||
| باد سحری نکهت مشک ختن آورد | یا بوئی از آن سلسله غالیهسا خاست | |||||
| گوئی مگر انفاس روانبخش بهشتست | این بوی دلاویز که از باد صبا خاست | |||||
| برخاسته بودی و دل غمزده میگفت | یا رب که قیامت ز قیام تو چرا خاست | |||||
| بنشین نفسی بو که بلا را بنشانی | زان رو که ز بالای تو پیوسته بلا خاست | |||||
| شور از دل یکتای من خسته برآورد | هر فتنه و آشوب کز آن زلف دوتا خاست | |||||
| این شمع فروزنده ز ایوان که افروخت | وین فتنه نو خاسته آیا ز کجا خاست | |||||
| از پرده برون شد دل پرخون من آندم | کز پردهسرا زمزمهی پردهسرا خاست | |||||
| خواجو بجز از بندگی حضرت سلطان | کاری نشنیدیم که از دست گدا خاست | |||||