خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
ظاهر
| اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود | خروش و مستی ما بر دوام خواهد بود | |||||
| ز جام بادهی عشقت خمار ممکن نیست | که شراب اهل مودت مدام خواهد بود | |||||
| گمان برند کسانی که خام طبعانند | که کار ما ز می پخته خام خواهد بود | |||||
| شراب وطلعت حور از بهشت مطلوبست | وگرنه خلد ز بهر عوام خواهد بود | |||||
| بکنج میکده آن به که معتکف باشد | کسی که ساکن بیت الحرام خواهد بود | |||||
| حلال زاده نیم گر بروی شاهد ما | شراب و نغمهی مطرب حرام خواهد بود | |||||
| بمجلسی که تو باشی ندیم خلوت خاص | دریغ باشد اگر بار عام خواهد بود | |||||
| مرا که نام برآمد کنون ببدنامی | گمان مبر که غم از ننگ و نام خواهد بود | |||||
| کجا ز دست دهم جام می چو میدانم | که دستگیر من خسته جام خواهد بود | |||||
| بیا که گر نبود شمع در شب دیجور | رخ چو ماه تو ما را تمام خواهد بود | |||||
| چو سرو میل چمن کن که صبحدم در باغ | سماع بلبل شیرین کلام خواهد بود | |||||
| ورای قطع تعلق ز دوستان قدیم | عذاب روز قیامت کدام خواهد بود | |||||
| چه غم ز حربه و حرب عرب چو مجنون را | مقیم بر در لیلی مقام خواهد بود | |||||
| چنین که سر به غلامی نهادهئی خواجو | برآستان تو سلطان غلام خواهد بود | |||||