خرنامه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

میرزاده عشقی

خرنامه[۱]

 دردا و حسرتا که جهان شد به کام خرزد چرخ سفله، سکه ی دولت به نام خر 
 خر سرور ار نباشد، پس هر خر از چه روی؟گردد همی ز روی ارادت غلام خر 
 افکنده است سایه، هما بر سر خرانافتاده است طایر دولت به دام خر 
 خر بنده ی خران شده، آزادگان دهرپهلو زن است چرخ، به این احتشام خر 
 خرها تمام محترمند! اندرین دیارباید نمود از دل و جان احترام خر 
 خرها وکیل ملت و ارکان دولتندبنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر؟ 
 شد دایمی ریاست خرها به ملک هاثبت است در جریده ی عالم دوام خر 
 هنگامه ای به پاست به هر کنج مملکتاز فتنه ی خواص پلید و عوام خر 
 آگاه از سیاست کابینه، کس نشدنبود عجب که «نیست» معین مرام خر 
 روزی که جلسه ی وزرا، منعقد شوددربار چون طویله شود ز ازدحام خر 
 درغیبت وزیر، معاون شود کفیلگوساله ای ست نایب و قایم مقام خر 
 یا رب «وحید ملک2» چرا می خورد پلو؟گر کاه و یونجه است، به دنیا طعام خر 
 گفتم به یک وزیر، که من بنده توامیعنی منم ز روی ارادت غلام خر 
 این شعر را به نام «سپهدار3» گفته امتا در جهان بماند، پاینده نام خر 
 خر های تیزهوش، وزیران دولتندیاحبذا ز رتبه وشان ومقام خر 
 از آن الاغ تر وکلایند از این گروهتثبیت شد به خلق جهان احتشام خر 
 شخص رییس دولت ما، مظهر خر استنبود به جز خر، آری قایم مقام خر 
 چون نسبت وزیر به خر، ظلم بر خر استانصاف نیست، کاستن از احترام خر 
 گفتا سروش غیب، بگوش «امین ملک 4»زین بیشتر، زمانه نگردد به کام خر 
 «سردار معتمد5» خر کی هست جرتغوزکز وی همی به ننگ شد، آلوده نام خر 
 امروز روز خرخری و خرسواری استفردا زمان خرکشی و انتقام خر 

پانویس[ویرایش]

[1] نقل از کتابچه خطی سرکارسروان آزاده ولی احتمال میرود این چکامه از دیگری باشد.

[2] وحیدالملک شیبانی

[3] مقصود فتح الله اکبر (سردار منصور رشتی) است.

[4] دکتر مرزبان رشتی که وکیل و وزیر هم بوده است.

[5] اکبر رشتی وکیل سابق مجلس که در این اواخر فرزندش حسن اکبر به وکالت و سناتوری رسید.

  1. پانویس