دیوان حافظ/یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد دیوان حافظ  از حافظ
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
الا ای طوطی گویای اسرار
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۲۱۲ یکدو جامم دی سحرگه اتّفاق افتاده بودوز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود ۲۳۸
 از سر مستی دگر با شاهد عهد شبابرجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود 
 در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیرعافیت را با نظربازی فراق افتاده بود 
 ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریقهر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود 
 ای معبر مژدهٔ فرما که دوشم آفتابدر شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود 
 نقش می‌بستم که گیرم گوشهٔ زان چشم مستطاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود 
 گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرمکار ملک و دین ز نظم و اتّساق افتاده بود [۱] 
  حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت  
  طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود  


  1. این بیت را در خ ق نخ و بسیاری از نسخ دیگر ندارد.