دیوان حافظ/چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود)
'


۲۲۱ چو دست بر سر زلفش زنم بتاب رودور آشتی طلبم با سر عتاب رود ۱۹۱
 چو ماه نو رهِ بیچارگان نظّارهزند بگوشهٔ ابرو و در نقاب رود 
 شب شراب خرابم کند به بیداریوگر بروز شکایت کنم بخواب رود 
 طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دلبیفتد آنکه در این راه با شتاب رود 
 گدائی در جانان بسلطنت مفروشکسی ز سایهٔ این در بآفتاب رود[۱] 
 سواد نامهٔ موی سیاه چون طی شدبیاض کم نشود گر صد انتخاب رود 
 حباب را چو فتد باد نخوت اندر سرکلاه داریش اندر سر شراب رود 
  حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز  
  خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود  


  1. بعضی نسخ اینجا بیت ذیل را علاوه دارند: دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش که این معامله در عالم شباب رود.