حافظ (غزلیات)/مسلمانان مرا وقتی دلی بود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(مسلمانان مرا وقتی دلی بود)
'


مسلمانان! مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود به گِردابی چو می‌افتادم از غمبه تدبیرش امید ساحلی بود دلی همدرد و یاری مصلحت بینکه استظهار هر اهل دلی بود ز من ضایع شد اندر کوی جانانچه دامنگیر، یارب، منزلی بود هنر بی‌عیب حِرمان نیست؛ لیکنز من محرومتر کِی سائلی بود؟ بر این جان پریشان رحمت آریدکه وقتی کاردانی کاملی بود مرا تا عشق تعلیم سخن کردحدیثم نکته هر محفلی بود مگو دیگر که حافظ نکته‌دان استکه ما دیدیم و محکم جاهلی بود!