حافظ (غزلیات)/در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
'


۱۷۳ در نمازم خم ابروی تو با یاد آمدحالتی رفت که محراب بفریاد آمد ۱۶۰
 از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدارکان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد 
 باده صافی شد و مرغان چمن مست شدندموسم عاشقی و کار به بنیاد آمد 
 بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنومشادی آورد گل و باد صبا شاد آمد 
 ای عروس هنر از بخت شکایت منماحجلهٔ حسن بیارای که داماد آمد 
 دلفریبان نباتی همه زیور بستنددلبر ماست که با حُسن خداداد آمد 
 زیر بارند درختان که تعلّق دارندای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد 
  مطرب از گفتهٔ حافظ غزلی نغز بخوان  
  تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد