حافظ (غزلیات)/بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی)
'


 بلبل ز شاخ سرو بگلبانگ پهلویمیخواند دوش درس مقامات معنوی 
 یعنی بیا که آتش موسی نمود گُلتا از درخت نکتهٔ توحید بشنوی 
 مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گویتا خواجه می خورد بغزل‌های پهلوی 
 جمشید جز حکایت جام از جهان نبردزنهار دل مبند بر اسباب دنیوی 
 این قصهٔ عجب شنو از بخت واژگونما را بکشت یار بانفاس عیسوی 
 خوش وقت بوریا و گدائی و خواب امنکاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی 
 چشمت بغمزه خانهٔ مردم خراب کردمخموریت مباد که خوش مست میروی 
 دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسرکای نور چشم من بجز از کشته ندروی 
 ساقی مگر وظیفهٔ حافظ زیاده دادکاشُفته گشت طرّه دستار مولوی