جامی (اورنگ چهارم سبحة الابرار)/ای دل اهل ارادت به تو شاد!

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جامی (اورنگ چهارم سبحة الابرار) از جامی
(ای دل اهل ارادت به تو شاد!)
  ای دل اهل ارادت به تو شاد! به تو نازم! که مریدی و مراد  
  خواهش از جانب ما نیست درست هر چه هست از طرف توست نخست  
  تا به ناخواست دهی کاهش ما هیچ سودی ندهد خواهش ما  
  گر به ما خواهش تو راست شود مو به مو بر تن ما خواست شود  
  دولت نیک سرانجامی را گرم کن ز آتش خود جامی را  
  در دلش از تف آن شعله‌فروز، هر چه غیر تو بود جمله بسوز!  
  بود که بی‌دردسر خامی چند پا ز سر کرده رود گامی چند  
  ره به سر منزل مقصود برد پی به بیغوله‌ی نابود برد  
  درزند آتش هستی تابی ریزد از توبه بر آتش، آبی