تولدی دیگر/گل سرخ

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فتح باغ تولدی دیگر  از فروغ فرخزاد
گل سرخ
به علی گفت مادرش روزی...


گل سرخ

 
 
 
 

گل سرخ

گل سرخ

گل سرخ

 

او مرا برد به باغ گل سرخ

و به گیسو‌های مضطربم در تاریکی گل سرخی زد

و سرانجام

روی برگ گل سرخی با من خوابید

ای کبوتر‌های مفلوج

ای درختان بی‌تجربهٔ یائسه، ای پنجره‌های کور،

زیر قلبم و در اعماق کمرگاهم، اکنون

گل سرخی دارد میروید

گل سرخ

سرخ

مثل یک لکهٔ خون

 
 

آه، من آبستن هستم، آبستن، آبستن