تاریخ مختصر دولت قدیم روم/فصل هشتم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فصل هشتم

(. جنگ دویم کارتاژ .)

( ذكر احوال انيبال ) -- هامبلکار سردار کارتاژ بعد از آنکه فتنهٔ مزدوران را خوابانید بفرمانفرمائی قشونیکه دولت کارتاژ در اسپانیا داشت مأمور گردید و مدت نه سال در آنجا ماند و لشکریان او که بیشتر از اهل ولایت یعنی از قوم ایبر[۱] و مردمانی شجاع و جنگجو بودند باو و خانوادهٔ او تعلق خاطر پیدا کردند و بعد از وفات او دامادش اسدروبال[۲] را بسرداری خود اختیار نمودند و دولت کارتاژ هم این انتخاب را تصدیق کرد و اسدروبال با قبایل آن مملکت عهد اتحاد بست و شهر کارتاژن[۳] (قرطاجنه) را کنار دریا بنا نمود و آن مکان مرکز حکومت کارتاژ در اسپانیا گردید. بعد از اسدروبال لشكریان پسر هامیلکار را که جوانی بود موسوم به انيبال[۴] سردار خود قرار دادند و او از طفولیت با سپاهیان بزرگ شده و جز اردو و عسكر مأوی و منزلی ندیده بود. مانند افراد لشکر زندگی میکرد کم میخورد زیر خیمه میخوابید با سپاهیان بموانست حرف میزد و تمام حواس و خیالش مصروف جنگ بود و مانند پدر نسبت بروم عداوت شدید داشت و از قراری که خود او حکایت کرده بود منشاء عداوتش با روم این بوده که پدرش در وقت حركت كردن بسوی اسبانيا بعد از انجا‌م‌دادن آداب قربانی او را نزديك خود طلبيده سئوال کرد آیا میل نداری همراه من باسپانیا بیائی. آنیبال با آنکه نه سال بیشتر از عمرش نگذشته بود كمال اشتیاق را برفتن اظهار کرد. آنگاه هامیلکار او را پهلوی مذبح برده قسم داد که مادام‌العمر رومیها را دشمن داشته باشد و عداوت ایشانرا از دل بیرون ننماید.

باری انیبال در اسپانیا بتسخیر بعضی بلاد پرداخت و باینواسطه تحصیل پولی کرد و چون بلشکریان خود انعام و احسان زیاد مینمود محبوب‌القلوب ایشان واقع شد و تمام مملكت اسپانيا را تا رودخانهٔ ابر[۵] مسخر کرد و در آنجا فرستادگان دولت روم باو اظهار نمودند که بموجب عهدی که اسدروبال با ما کرده است از این حد نباید تجاوز نمائی و در جنوب رودخانهٔ سابق‌الذکر متعرض مردم ساگنت[۶] نشوی زیرا که آن مردم با ما اتحاد دارند. اما انيبال باين حرف اعتنانی نكرده بمحاصرهٔ ساگنت پرداخت و اهل آن شهر چون جنگجو و غیور بودند بخوبی دفاع کردند و هشت ماه انیبال را مسطل نمودند. عاقبت سردار کارتاژی شهر را مسخر کرده و غنیمت وافر بدست آورد و سکنه را بلشکریان خویش بخشید تا بغلامی فروختند و چون این خبر بروم رسید دو نفر از اعضاء سنا مأمور کارناژ شدند که بجهت رفتار انیبال مطالبهٔ غرامت نمایند و نوقع ایشان آن بود که کارتاژ انیبال را تسلیم دولت روم کند تا او را بمجازات رسانند. کارتاژیها عذر و بهانه آوردند. بالاخره یکی از فرستادگان روم دامن لباس خویش را بلند کرده گفت من در این دامن جنگ و صلح هر دو دارم کدام یك را اختیار میکنید. گفتند اختار با شماست. گفت پس من جنگ اختیار کردم و این واقعه مقدمهٔ جنگ دوم پونیك گردید (در سنهٔ ۲۱۸ قبل از میلاد).

( لشکرکشی انیبال بايطالیا ) دولت روم برای حمله بافریقا و اسپانیا نهیهٔ لشکر نمود اما انيبال مجال نداده از افريقا سوار و پیاده طلبیده برادر خود اسدروبال را با قوای حربی و بحری مختصر بمحافظت اسپانيا گذاشته از قرطاجنه حرکت کرد و از رود ابر[۷] عبور نموده بسرعت خود را بجبال پیرنه[۸] رسانید و در آنجا قسمتی از سپاهیان را که چندان امیدواری بایشان نداشت مرخص کرد و بار و بنه را هم ببكنفر صاحبمنصب موسوم به هانن[۹] واگذار نمود و با پنجاه هزار پیاده و ده هزار سوار و بيست و يك زنجير فیل داخل مملكت كل (فرانسه) گردید و معجلا بطرف رود رن[۱۰] رفت. در ساحل یسار رود مزبور جمی از سکنهٔ ولایت خواستند از عبور او ممانعت نمایند انیبال در ساحل يمين توقف کرده واداشت زورقها ساختند و شبانه جماعتی از سپاهیان خویش را فرستاد که در نقطهٔ فوق مکان اردو از رود عبور کردند و فردای آن شب اصل لشکر خود را سوار زورقها نمود و مشغول رفتن بساحل یسار گردید. دشمنان چون اینحرکت را دیدند بنای ممانعت و محاربهٔ ایشان را گذاشتند. در این اثنا جماعتی از سپاهیان انیبال که شبانه از رود گذشته و در مکانی پشت سر دشمن کمین کرده بودند بایشان حمله آوردند و اردوی آنها را آتش زدند و باینواسطه آن جماعت منهزم گردیدند و لشکر انيبال از رود گذشت. فیلها را هم بزحمت زیاد با زورقهای بزرگ عبور دادند. پس از آن روانهٔ ایطالیا شدند و در اینوقت رومیها گرفتار محاربهٔ قبايل کل پیش کوه بودند زیرا که بعضی از آن قبایل با دولت روم بنای خصومت را گذاشته و یکدسته لشکر رومی را هم مغلوب نموده بودند و انیبال در حملهٔ بدولت روم باین طایفه اطمینان داشت و بامیدواری همراهی ایشان پیش می‌آمد.

باری انیبال و عساكر او داخل جبال الپ شدند و مدت هشت روز مشغول صعود از آن کوهستان صعب بودند و در این مورد مزاحمت کوهستانیها بر صدمات و مشقتهای ایشان میافزود. در نزول از دامنهٔ جبال هم بواسطهٔ ناهمواری و صعوبت جاده‌های تنگ کوهستانی و برف و سرما همراهان انیبال رنج و تعب فوق‌العاده کشیدند و حاصل کلام اینکه پنجماه بعد از حرکت از قرطاجنه به جلگهٔ پو[۱۱] رسیدند و درینوقت بیست‌ هزار پیاده و شش هزار سوار بیشتر برای انیبال باقی نمانده و همه خسته و درمانده بودند لكن مردمان کل پیش کوه بایشان آذوقه و البسه و اسلحه دادند و آنها تجدید قوه کرده بطرف جنوب روانه شدند.

دولت روم برای جلوگیری از انیبال كنسول موسوم به پوبلیوس سیپیون[۱۲] را مأمور كرده بود و از ابتدا قصد داشت انیبال را از عبور از رود رن ممانعت كند. چون دیر رسید و آن امر واقع شده بود لشکریان خود را بناحیهٔ پو برگردانید در کنارهٔ رودخانهٔ تسن[۱۳] که از فروع رود پو میباشد اردو زد. سپاه انیبال چون بدان محل رسیدند جنگی بین ایشان و رومیها واقع شد و کارتاژیها غلبه کردند و سیپیون زخم برداشت و لشکر خود را عقب نشانیده از رود پو گذشت و چون قبایل کلوا که در آن نواحی بودند با او بنای مخالفت گذاشتند از رودخانهٔ تربی[۱۴] که در جنوب رود پو و از فروع آن میباشد نيز عبور نموده بالای تپه‌ای اردو زد و منتظر شد تا لشکر جدیدی که دولت روم از سیسیل میبایست بمعاونت او بفرستد برسد. انيبال هم از رود پو عبور کرده در دو فرسخی اردوی سیپیون توقف نمود.

لشکری که سیپیون منتظر آن بود رسید و سردار تازه‌رسیده که سامپرونیوس[۱۵] نام داشت اصرار کرد که اقدام بجنگ نمایند بواسطه اینکه سال نزديك بود به آخر برسد و مدت کنسولی و سرداری سیپیون و سامپرونیوس سرمیامد و در آن صورت شرف مغلوب ساختن انیبال عاید دیگران میشد سیپیون با آنکه راغب نبود قبول کرد و در کنار رود تربی جنگ واقع شد و انیبال ترتیبی فراهم آورد که سپاهیان روم قبل از غذا خوردن مجبور بکار شوند و ايشانرا مدتی بتعاقب سواران خویش مشغول ساخت تا خسته شدند و از گرسنگی و سرما نیز درمانده گردیدند. آنگاه لشکریان خود را از کمین‌گاه بدر آورده بر ایشان حمله نمود و قریب سی‌هزار نفر از آن جماعت بهلاکت رسانید و باقی منهزم شدند و در محاربهٔ تسن و تربی که در کل پیش‌کوه واقع شد تمام کلواها را از رومیان روگردان نموده با کارتاژ متفق ساخت.

آنسال زمستان را انیبال در آن ناحیه گذرانید و اتباع افریقائی او چون بهوای گرم معتاد بودند صدمهٔ زیاد کشیدند و بعضی از سرما تلف شدند و فیلها هم همه بهلاکت رسیدند و یکی از آنها بیشتر باقی نماند ( غلبه انيبال بر رومیها در ترازیمن ) در بهار سال بعد (سنه ۲۱۷) انیبال باز بنای حرکت گذاشت و بجانب کنسول جدید رومی که فلامینیوس[۱۶] نام داشت و در اتروری بود رفت و برای اینکه زودتر باو برسد و او را غافل گرفتار نماید راه متعارفی كوهستان را که سهل‌تر بود رها نموده سپاهیان خویش را از باتلاقهای صعب‌العبور که هیچکس تصور نمیکرد لشكر بتواند از آن بگذرد حرکت داد. چهار شبانروز کسان انیبال در آب راه میرفتند و نخوابیدند و صدمات فوق‌العاده دیدند چنانکه یک جشم خود انيبال بواسطهٔ بیخوابی و مشفت و رطوبت نابینا گرديد لكن بمقصود خویش نایل شد یعنی در وقتیکه رومیها او را بسیار دور میدانستند نزدیك ایشان رسید و بنای غارت آبادیها و سوزانیدن خانه‌ها را گذاشت و بجانب شهر روم روانه شد و فلامینیوس بتعاقب او پرداخت. انیبال سپاهیان خود را بدرهٔ کوچکی وارد کرد که دریاچه‌ای در آن واقع بود موسوم به ترازیمن[۱۷] و از اطراف تپه‌ها بر آن احاطه داشت. آنگاه سپاهیان را بالای تپه‌ها جای داد. فلامینیوس شب آنروز بدرهٔ مزبور رسید و در آن داخل شد غافل از اینکه لشکریان دشمن بر او احاطه دارند. چون روز شد و سردار رومی فرمان حرکت داد کارتاژیها از اطراف بر رومیها حمله‌‌ور کردیدند چنانکه بایشان مجال صف‌آرائی هم ندادند و پانزده هزار نفر از ایشانرا بهلاکت رسانیدند. و معادل همین جمعیت هم اسير نمودند.

بعد از این واقعه دلاور کارتاژی از جبال اینن عبور نموده بکنار دریای ادریاتیك رفت و در ضمن حرکت هرچه رومی میدید مقتول میساخت ولی از ایطالیائیهای دیگر چون گرفتار او میشدند محض جلب قلوب ابشان مهربانی میکرد و آزاد مینمود و بهمین منوال بطرف جنوب ايطالا رفت تا به کامپانی رسید و در آن ناحیهٔ آباد پرنعمت اقامت اختیار نمود.

( فابیوس کونکتاتور ) مجلس سنای روم چون کار را سخت و خطر را عظيم ديد یکنفر دیکتاتور معین کرد و او فابیوس نام داشت و ملقب به کونکتاتور[۱۸] یعنی مماطله‌کننده گردید زیرا که سليقهٔ او این بود که در محاربهٔ با انیبال مماطله نماید تا سپاهیان او کارآزموده و جنگجو شوند و چون عمده پیشرفت کارتاژبها بواسطهٔ سواران افریقائی واقع میشد لشکریان رومی را در جلگه‌ای که محل جولان سواران بود حرکت نمیداد و از دامنهای جبال میبرد و ضمناً اگر ببعضی از سواران انیبال که از اصل قشون او جدا مانده بودند برمبخورد ایشان را میکشت و باینطریق مزاحم حرکات سردار کارتاژ میگردید و يك نوبت هم نزديك بود او را گرفتار نماید باین معنی که انیبال اردوی خویش را در درهٔ تنگی قرار داده بود فابیوس از اینحال مسبوق شده اتباع خود را بالای تپه‌های مشرف بر آن دره و در معابری که محل خروج لشكر از آن تنگنا بود جا داد و مهیای حمله گردید. انیبال دید گرفتار است متوسل بحمله و خدعه جنگی شد باین طریق که لشکریان او در ضمن غنائمی که بدست آورده بودند مواشی زیاد گرفته بودند. انیبال دوهزار گاو از آن میان اختيار کرده هیمه و بوته بشاخهای آنها بست و چون شب شد هیمه و بوته‌ را آتش زده گاوها را رها کرد و سپاهیان خود را واداشت تا بدوند و فریاد کنند و گاوها را بجانب تپه‌ها برانند و در این ضمن لشكر خویش را در کمال آرامی و سکوت داخل معبر دره نمود. رومیان بگمان اینکه دوچار حملهٔ کارتاژیها شده از آن معبر خارج گردیدند و فابیوس هم ندانست این غوغا چه معنی دارد و جرأت نکرد حرکتی کند و باینواسطه انیبال و لشکرش از مهلکه نجات یافتند و بولایت اپولی[۱۹] رفتند و زمستان را در آنجا بسر بردند.

( جنگ كان ) بهار سال بعد (سنه ۲۱۶) انیبال شهر كان[۲۰] را که آذوقهٔ رومیان از آنجا میرسید تصرف کرد و باینواسطه عرصه بر آن قوم بیشتر تنگ شد. کنسولهای این سال هم که یکی پل‌امیل[۲۱] و دیگری وارن[۲۲] نام داشتند متفق‌الرأى نبودند. اولی از محاربه اکراه داشت دویمی اصرار میکرد و چون اختیار مطلق يك روز بدست یکی و روز دیگر بدست دیگری بود وارن در نوبت صاحب‌اختیاری خود برای جنگ صف‌آرائی کرد و جلگهٔ مجاور شهر کان را میدان قرار داد و درین موقع رومیها هشتاد هزار پیاده و ششهزار سوار داشتند و کارتاژیها چهل هزار پیاده و ده هزار سوار یعنی عدهٔ لشکریان کارتاژ تقریباً نصف سپاهیان روم بود اما سواران انیبال بیشتر بودند و میدان جنگ نیز برای جولان ایشان مناسبت داشت و رومیها از تجارب گذشته عبرت حاصل ننموده بودند و خلاصهٔ مطلب اینکه سواران انیبال باز اسباب غلبهٔ او شدند و سپاه روم محصور لشکر کارتاژ گردید و شكستی بروم وارد آمد که در تاریخ آن دولت نظیر ندارد. هفتاد هزار نفر از رومیها بهلاکت رسیدند که از حمله پل‌امیل کنسول بود با جمعی از بزرگان و رجال معتبر اما از کسان انیبال پنجهزار و پانصد نفر بيشتر تلف نشدند و از این عدّه جهار هزار نفر كلوا و هزار و پانصد نفر اسپانيولی و افریقائی بودند. شکست کان بزرگترین مصیبتی است که بدولت روم وارد آمده است معذلك رومیها دامن صبر و قوت قلب را از دست ندادند و وقتیکه وارن که در واقع باعث این مصیبت بود بقیة‌السيف لشكر را جمع کرده بروم برد او را استقبال کردند و مجلس سنا از او تشکر نمود که از سلامت و نجات وطن مأيوس نشده و دست از کار برنداشته اما آنیبال قصد شهر روم ننمود و شاید که سپاه خود را بواسطهٔ رنج و تعبی که تحمل نموده مستعد اینکار نمیدانست لکن این رفتار از آن سردار بلندهمت خلاف ترقّب بود چنانکه حکایت میکنند که شب همانروز که جنگ كان واقع شد بكي از صاحبمنصبان سواران انیبال باو گفت فرمان بده بجانب روم برویم زیرا که تا سه روز دیگر میتوانیم بالای کاپیتل شام بخوریم. انیبال اینحرف را نپذیرفت و صاحبمنصب مزبور گفت ای انیبال تو فتح کردن میدانی لکن از فتح بهره‌بردن نمیدانی.

اما رومیها در همین حال بدبختی و عجز و ذلّت باز دست از مردانگی و غیرتمندی خود برنمیداشتند چنانکه انیبال بدولت روم تکلیف کرد که اسرای رومی را بمبلغ نازلى تسليم كند مجلس سنا گفت رومیان سلامت را از غیر راه غلبه و ظفر قبول نباید بکنند و این در صورتی بود که دولت روم کمال احتباج را بمردان جنگی داشت. علاوه بر این رومیهائی را هم که در میدان جنگ كشته نشده و بوطن مراجعت نموده بودند سیاست کرد که چرا در جنگ تا جان داشتند نکوشیدند. باری انیبال در جنوب ايطاليا ماند و مشغول روگردان کردن مردم آن مملکت از رومیها گردید. بسیاری از ایتالیائیها از قبیل سامنیتها و اهل لوکانی و مردم شهر کاپو با انیبال مستعد شدند و زمستان سال بعد از وقعهٔ كان را سردار کارتاژی در آن شهر پرنعمت که محل عیش و عشرت بود گذرانید و اهل نظر گفتند لشکریان انیبال در آن نزهت‌سرا از مردانگی و جنگجوئی افتادند چنانکه از آن ببعد دیگر فتح و ظفری نصیب ایشان نشد و رومیها کم‌کم پیشرفت حاصل کردند و در سال ۲۱۱ بمحاصرهٔ کاپو آمدند. انیبال برای اینکه آنها را مجبور برها کردن آنشهر نماید با عجله بطرف روم لشکر کشید اما رومیها که از استحكام شهر خود مطمئن بودند تزلزل بخود راه ندادند و دست از محاصرهٔ کاپو برنداشتند و انیبال چون دید تدبیر او مثمر نشد و تسخیر روم هم چندان سهل نیست مراجعت کرد و شهر کاپو از تسلیم ناچار شد و رؤسای مخالفین خود را مسموم کردند که گرفتار غضب و سخط رومیان نشوند.

( تسخیر سیراكوز بدست رومیها ) -- از جمله اقدامات کارتاژیها این بود که درصدد برآمدند دوباره در جزیرهٔ سیسیل تصرف پیدا کنند و در شهر سیراكوز که تا آنزمان با روم متحد بود سرداری از مخالفين روم تسلط یافت و با کارتاژ متفق گردید. دولت روم لشكر و سفاین جنگی فرستاد تا آن شهر را از جانب خشکی و دریا محاصره کنند. ارشمیدس[۲۳] که معروفترین حکمای ریاضی قدیم است آنوقت در سیراكوز بود و آلات و ادوات جديده اختراع کرده بود که بتوسط آنها اهل شهر سفاین جنگی رومیها را میشکستند و غرق میکردند بطوری که سردار رومی مأیوس شد از اینکه بتواند سیراكوز را بطريق حمله و یورش بگیرد. عاقبت راه آذوقه را از همه طرف بر آنشهر بست و باینوسیله اهالی را مستأصل کرده شهر را متصرف شد و بباد غارت داد و ارشمیدس هم بقتل رسید و دراین باب حكایتی نقل میکنند و آن اینست که یک نفر از سپاهیان رومی بعد از تسخیر سیراكوز از جانب مارسلوس سردار مأمور شد که ارشمیدس را بحضور او ببرد. در آن حین مرد حکیم مشغول حل مسئلهٔ هندسی و چنان مستغرق فکر و خیال بود که ملتفت نشده بود وطن او بدست دشمن افتاده از آن سپاهی خواهش کرد مهلتی باو بدهد تا از حل مسئله فراغت یابد. سپاهی غضبناک شده او را کشت و مارسلوس از این امر بسیار متأسف گردید. (سنه ۲۱۲)

( هلاك اسدروبال ) در همان اوقات که انیبال در ايطاليا مجاهده میکرد برادرش اسدروبال نیز در اسپانیا با رومیان كشمكش داشت و بعد از چندین سال زد و خورد چون همواره در مقابل رومیها ضعف پیدا میکرد مصمم شد از اسپانیا بیرون رفته ببرادر خود در ايطاليا ملحق شود. با لشکر مختصری از جبال پیرنه گذشته داخل کل شد و بعد بكل پیش کوه رفت و كلواها همه‌جا با او همراهی کردند تا نزديك دربای ادریاتیک رسید و دولت روم مبتلا بهر دو برادر گردید. لشکری بسرداری کلودیوس در طرف جنوب مقابل انيبال فرستاد و سپاه دیگر بسرداری لیویوس[۲۴] بجلوگیری اسدروبال روانه کرد اما در این ضمن قاصدی که از جانب اسدروبال نزد انیبال میرفت گرفتار رومیان گردید و معلوم شد که اسدروال عزم ملحق شدن ببرادر دارد لهذا كلوديوس قسمتی از قشون خود را در مقابل انیبال گذاشت و جزء اعظم آن را برداشته بعجلهٔ تمام خود را باردوی لیویوس رسانید و هردو سردار رومی متفقاً به اسدروبال حمله کردند و نزدیك شهر متور[۲۵] جنگ واقع شد. اسدروبال تاب مقاومت لشكر كثيرالعدد رومیرا نیاورده مغلوب و مقتول شد و رومیها سر او را آورده باردوی انیبال انداختند (۲۰۷).

( خروج انيبال از ایطالیا ) در اسپانیا نیز کارتاژیها روز بروز ضعیف شدند و بالاخره ناچار بکلی آن مملکت را رها کردند و در زد و خوردهائیکه رومیها در اسپانیا با کارتاژیان نمودند یکنفر سردار جوان رومی اشتهار تام یافت و او سیپیون پسر سیپیون سابق‌الذکر بود لهذا دولت روم او را به کنسولی معین کرده به سیسیل فرستاد و او در آنجا سفاین جنگی فراهم کرده لشکر خویش را بافريقا برد و میدان جنگ با کارتاژ را که تا آن وقت در ايطالیا و اسپانیا بود به افريقا منتقل نمود و دو سال در آنجا ماند و در سال دویم کارتاژیها که در دو محاربه مغلوب شده بودند خواهش مصالحه نمودند. سیپیون گفت فقط راضی میشوم باینکه جنگ را موقتاً متارکه کنيم بشرط آنکه کارتاژ تمام لشکریان خود را از ايطاليا بیرون ببرد بنابراین دولت کارتاژ انیبال را احضار کرد و او سپاهیان خویش را با ايطاليائیهاکه با او متفق شده و متابعت مینمودند بکشتی نشانیده بافریقا برد و روميها حكایت کرده‌اند که انيبال در وقت حرکت از ايطاليا گریه کرد که چرا باید از این مملکتی که در آنجا فتوحات کرده و افتخارات حاصل نموده مفارقت کند بدون اینکه آنرا مسخر نموده و مقاصد خویش را حاصل کرده باشد.

( واقعهٔ زاما و ختم جنگ دویم پونیک ) -- انیبال در جنوب کارتاژ پیاده شد و بملاقات سیپیون حرکت کرد و در نزدیکی شهر زاما[۲۶] که پنج روز راه با کارتاژ فاصله داشت باو رسید. قبل از محاربه از سیپیون خواهش كرد ملاقاتی با هم بکنند و سردار رومی هم پذیرفت اما این ملاقات نتیجه‌ای نبخشید و غیر از جدال تكلیفی باقی نماند. رومیان بیست و دو هزار نفر بودند و کارتاژیها پنجاه هزار و طرفین پیادگان خود را در قلب و سواران را در جناحين جا دادند ولی انیبال هشتاد زنجير فیل داشت و آنها را در مقدم لشکر گذاشت. هنگام معرکه فیلها رم کردند و قسمتی از سپاه کارتاژ را پریشان نمودند چنانکه مجبور شدند آنها را از میدان جنگ بیرون ببرند. بعد از آن هم صف مزدوران انیبال چون طاقت مقاومت سپاهبان روم را نیاوردند برگشته صفوف پشت سر خود را مغشوش کردند و حاصل آنکه قشون انیبال با وجود کمال کفایت و کاردانی او مغلوب شد و بیست هزار نفر آنها بهلاکت رسید و سیپیون فراریان را تعاقب کرده اردوی انیبال را هم ضبط نمود (سنه ۲۰۲).

بعد از این واقعه دیگر برای کارتاژ قوهٔ مقاومت نماند از سیپیون خواهش مصالحه کرد و شرایطی را که آن سردار برای صلح تكليف نمود پذیرفت باین معنی که متعهد شد اسرائی که از روم گرفته رد کند و فراریهای رومی را هم تسلیم نماید و تمام فیلهای خود را با سفاین جنگی بدولت روم واگذارد و فقط ده سفینه نگاه بدارد و ده هزار تالان[۲۷] در مدت پنجسال جریمه بدهد (تالان نزد رومیها و یونانيها اصطلاحی بوده است برای تعیین وزن فلزات و اقسام داشته. متداول‌تر آن تقريباً با نه من تبریز معادل بوده و همین اصطلاح را برای تعیین مبلغی از پول نقره و طلا نیز بکار میبردند و در اینجا ده هزار تالان تقریباً بیست و دو کرور تومان میشود).

مصالحهٔ روم و کارتاژ شرط دیگر هم داشت و آن این بود که کارتاژ ممالك ماسینیسا[۲۸] را باو مسترد دارد توضیح آنکه مملکتی که در مغرب کارتاژ واقع و امروز موسوم به الجزایر میباشد آنزمان نومیدی[۲۹] خوانده میشد و سکنهٔ آن در قدیم بسواری و شجاعت و جنگجوئی معروف بودند و انیبال وقتی که میخواست بايطالیا لشكرکشی نمايد جماعتی از سواران آن ناحیه همراه خود برده و در جنگها اکثر اوقات سواران مزبور خدمات نمایان باو نموده و اسباب فتح و غلبهٔ او شده بودند. رومیها جون چنین دیدند اسباب فراهم آوردند و پادشاه مملكت نومیدی را که ماسینیسا نام داشت با خود همدست کردند و باینواسطه چون سيپیون بافريقا رفت بسهولت بر کارتاژیها غلبه یافت. دولت کارتاژ هم محض تلافی ممالك ماسینیسا را ضبط کرده بود ولی چنانکه مذکور شد بموجب معاهده که با روم کرد آنرا مسترد داشت.

شرط دیگر مصالحهٔ سابق‌الذکر این بود که از آن ببعد دولت کارتاژ بدون رضای دولت روم با کسی جنگ نكند و سیپیون محض اطمینان از مرعی شدن شرایط مذكور حق داشته باشد صد نفر از اهل کارتاژ را که سنّ ایشان بین چهارده و سی سال باشد انتخاب نموده بطور گروگان بروم ببرد.

حاصل اینکه بعد از جنگ دويم پونیك دولت کارتاژ از عظمت و قدرت افتاد و دولت روم تنها دولت معظم مقتدر مغرب زمین گردید (سنه ۲۰۱ قبل از میلاد).

بعد از فراغت از جنگ كارتاژ دولت روم در صدد برآمد كه از اقوامی که به انیبال معاونت نموده بودند انتقام بكشد از جمله قبایل کل پیش کوه بودند که از اتحاد روم رو گردانیده و با کارتاژها همراه شده و در این موقع چاره‌ای جز محاربه و مقاومت نداشتند. چندین سال زد و خورد کردند لکن عاقبت مغلوب و مطیع گردیدند و بعضی از ایشان که تبعیت دولت روم را بر خود نتوانستند هموار کنند مهاجرت کرده بناحیهٔ رود دانوب[۳۰] رفتند و دولت روم در ولایت کل پیش کوه کوچ‌نشینها فرستاده شهرها بنا نمودند از قبیل بلنی[۳۱] و مدن[۳۲] و پارم[۳۳] و از شهر روم تا پلزانس[۳۴] راه ساختند. مختصر نتیجهٔ جنگ دویم پونیك علاوه بر ضعیف کردن دولت کارتاژ این شد که مملكت كل پيش کوه[۳۵] بتصرف روم درآمد و در اسپانیا هم رومیها بی مدعی و بی منازع گردیدند اما سیپیون که این فتح بزرگ را کرده و قدرت و شوکت تامه برای دولت روم حاصل نموده چون بروم مراجعت نمود اسباب تشریفات بسیار باشکوه برای خود فراهم آورد و هموطنان او با وجد و شوق وافر او را پذیرفتند و ملقب به افریقائی یعنی فاتح افریقا نمودند.


  1. Ibères
  2. Asdrubal
  3. Carthagène
  4. Annibal
  5. Ebre
  6. Sagonte
  7. Ebre
  8. Pyrénées
  9. Hannon
  10. Rhené
  11. Publius Seipion
  12. Tessin
  13. Trébie
  14. Sempronius
  15. Flaminius
  16. Trasimène
  17. Connectateur
  18. Apulie
  19. Cannes
  20. Paul Emile
  21. Varron
  22. Archimède
  23. Livius
  24. Métaure
  25. Zama
  26. Talent
  27. Massinissa
  28. Numidie
  29. Danube
  30. Bologne
  31. Modène
  32. Parme
  33. Plaisance
  34. Gaule Clanalpine