پرش به محتوا

برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۳
سفر پیدایش ۲

نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند ✡︎ ۶ و مِه از زمین برامده تمام روی زمینرا سیراب میکرد ✡︎ ۷ پس خداوند خدا آدَمْ را از خاکِ زمین بسرشت و در بینئ وی روح حیات دمید و آدم نَفْسِ زنده شد ✡︎ ۸ و خداوند خدا باغی در عدن بطرفِ مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت ✡︎ ۹ و خداوند خدا هر درخت خوشنما و خوشخوراک را از زمین رویانید و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بدرا ✡︎ ۱۰ و نهری از عَدَنْ بیرون آمد تا باغ را سیراب کند و از آنجا منقسم گشته چهار شعبه شد ✡︎ ۱۱ نام اوّل فیشون است که تمام زمین حویله را که در آنجا طلاست احاطه میکند ✡︎ ۱۲ و طلای آنزمین نیکوست و در آنجا مروارید و سنگ جزع است ✡︎ ۱۳ و نام نهر دوّم جیحون که تمام زمین کوش را احاطه میکند ✡︎ ۱۴ و نام نهر سیّم حدَّقل که بطرف شرقئ اشور جاریست و نهر چهارم فرات ✡︎ ۱۵ پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عَدَن گذاشت تا کار آنرا بکند و آنرا محافظت نماید ✡︎ ۱۶ و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت از همهٔ درختان باغ بی ممانعت بخور ✡︎ ۱۷ امّا از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد ✡︎ ۱۸ و خداوند خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق وی بسازم ✡︎ ۱۹ و خداوند خدا هر حیوان صحرا و هر پرندهٔ آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا به‌بیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند همان نام او شد ✡︎ ۲۰ پس آدم همهٔ بهایم و پرندگان آسمان و همهٔ حیوانات صحرا را نام نهاد لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد ✡︎ ۲۱ و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندهایشرا گرفت و گوشت در جایش پُر کرد ✡︎ ۲۲ و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و ویرا بنزد آدم آورد ✡︎ ۲۳ و آدم گفت همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نساء نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد ✡︎ ۲۴ از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود ✡︎ ۲۵ و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند ✡︎