برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۳۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


هر لبی که بر لبم رسید

یک ستاره نطفه بست

در شبم که مینشست

روی رود یادگارها

پس چرا ستاره آرزو کنم؟

 
 

* *

 
 

این ترانهٔ منست

–دلپذیر دلنشین

پیش از این نبوده بیش از این

۱۹
روی خاک