برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۱۰۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


آنها غرابت این لفظ کهنه را

در مشق‌های خود

با لکهٔ درشت سیاهی

تصویر مینمودند

 
 

مردم،

گروه ساقط مردم

دلمرده و تکیده و مبهوت

در زیر بار شوم جسدهاشان

از غربتی به غربت دیگر میرفتند

و میل دردناک جنایت

در دستهایشان متورم میشد

 
 

گاهی جرقه‌ای، جرقهٔ ناچیزی

این اجتماع ساکت بیجان را

۹۳
آیه‌های زمین