پرش به محتوا

برگه:Tarikhe 500 Saleh Khouzestan.pdf/۱۸۶

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

که کاروان از جوی دیرین خود (بهمن‌شیر) بازگشته و بخش انبوه آب آن از راه جوی بیان به شط‌العرب ریخته است.

بیان تا قرن چهارم که مقدسی نام آنرا می‌برد آباد بود ولی سپس نامی از آن در کتابها نیست و ما نمی‌دانیم در چه زمان از میانه رفته. جز اینکه در آخرهای قرن دوازدهم آبادی را به جای آن بنام «محمره» می‌یابیم.

نخستین بار که ما بنام محمره برمی‌خوریم در تاریخچه کعب است که در حوادث زمان شیخ غیث نام آن را «کوت المحمره» می‌برد و از اینجا پیداست که دژی بوده و گروهی از کعبیان در آن نشیمن داشته‌اند سپس هم میجر کینیرا آن را از دیه‌های خوزستان می‌شمارد. پس از دیری نیز آن را شهری می‌یابیم که سرپرست آن حاجی یوسف پسر حاج مراد او (نیای شیخ خزعل خان) می‌باشد.[۱]

در زمان شیخ ثامر محمره دیگر آبادتر شده و از اختیار آن بدست حاج جابر پسر حاج یوسف افتاده بود شیخ ثامر آن را بندر آزادی ساخته درهای آنرا به روی کشتی‌های تجارتی باز گذاشت و از اینجا رونق آن شهر بیش از پیش گردید.

ولی از همین کار او علیرضا پاشا والی بغداد سخت رنجیده کمر به دشمنی کعبیان استوار گردانید چرا که بصره تا آن زمان یگانه بندر شط‌العرب بوده سود گزافی از گمرکخانه آنجا بهره والی می‌گردید و چون باز شدن بندر محمره از آن سود می‌کاست از اینجا والی به


  1. لورد کرزن نوشته محمره را در سال ۱۸۱۲ (مطابق ۱۲۲۷) حاج یوسف بنیاد نهاد. با آنکه ما سالها پیش از آن نام محمره را در تاریخچه کعب و در کتاب کینیرا می‌یابیم.