زینهار طلبیده و به عهده گرفت که اگر لشکر ایران از دورق برخیزد و به کعبیان اجازه بازگشت به آنجا داده شود بار دیگر جز راه زیردستی و فرمانبرداری نپویند و سالانه خراج پردازند.
در تاریخ زندیه میگوید: چون کعبیان از میان اعراب بادیهنشین کیش شیعی داشتند از سوی دیگر گرمای خوزستان بسیار سخت و سوزنده گردیده بود که لشکریان تاب نمیآوردند که کریمخان در خواست شیخ کعب را به آسانی پذیرفت و لشکر از آنجا برداشته از راه خیرآباد و زیدیان رهسپار فارس گردیدند در آنجا پسر شیخ سلمان نزد او آمده پیشکشهایی آورده بود و به عهده گرفت که سالانه سه هزار تومان خراج بپردازند بدینسان قضیه به پایان رسیده کعبیان در جای خود بیاسودند.[۱]
پایان زندگی شیخ سلمان
چنانکه نوشتهاند در همان سال لشکرکشی کریمخان (پیش از این حادثه یا پس از آن) عثمان برادر سلمان بدرود زندگی گفت. ولی خود سلمان چند سال دیگر زنده و با کریمخان از در فرمانبرداری بود.
چنانکه گفتیم پیش از این پیشآمد آوازه شیخ سلمان چه در توانایی و زورمندی و چه در کاردانی و مردمداری به همه آن پیرامون رسیده و او کشتیها در شطالعرب و خلیج فارس به کار انداخته بر سراسر آن پیرامونها چیرگی پیدا کرده بود و به گفته نیبور در همان سال ۱۱۷۸ که کریمخان لشکرکشی بر سر او آورده بود شماره کشتیهای او به ده کشتی بزرگ و هفتاد کشتی کوچک رسیده بود که
- ↑ دفترچه تاریخ کعب زندیه.