کریمخان آن بند را بشکست بههرحال کار بسیار زشتی بوده و خود نتیجه این کار بود که قبان روی به ویرانی گذارد آبادیهایش از میان رفت که اکنون در سراسر آنجا آبادی سرسبزی پیدا نتوان کرد.[۱] میتوان گفت که خود لشکرکشی کریمخان بر سر شیخ سلمان جز خطا نبوده زیرا شیخ سلمان که با والی بغداد آن خونریزیها را کرده و بدانسان دشمنی در میانه پدید آمده بود دیگر با کریمخان از در ستیزگی و نافرمانی درنمیآمد اگر کریمخان کسی نزد او فرستاده فرمانبرداری میخواست شیخ سلمان فرمانبرداری نموده سلمان مرد با خردی بود و به آبادیهایی که در قباد و دورق پدید آورده بود علاقه بسیار داشت و با اینحال انتظار دشمنی با کریمخان از او نمیرفت خود تاریخنگار زندیه آشکار مینویسد که کعبیان چه در دریا و چه در خشکی پاس ایران را نگاهداشته به مردم ایران آزار نمیرسانیدند. باید گفت کریمخان فریب والی بغداد را خورده و کاری را که از او شایسته نبود انجام داده است.
زینهار خواستن شیخ سلمان از کریمخان
کعبیان چون به دریا گریختند کشتیهای حاکم بصره ایشان را دنبال میکردند و از جزیرهای به جزیره دیگری میراندند. شیخ سلمان بهتر آن دید که دست به دامن کریمخان زده از او بخشایش بخواهد و این بود که فرستاده نزد وکیل فرستاده از گذشته عذر خواسته و برای آینده
- ↑ جوی قبان اکنون از سمت کارون انباشته شده که آب بر آن درنمیآید ولی از سمت دریا باز است که آب تا نزدیکیهای خرابهها قبان بلکه بالاتر از آنجا میرسد و کشتیهای کوچک میتوانند در آن آمد و شد نمایند.