پرش به محتوا

برگه:Tarikhe 500 Saleh Khouzestan.pdf/۱۳۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

دزفول به حکمرانی پرداخت ولی در این زمان گذشته از آنکه پیاپی پادشاه دیگری برای ایران پیدا می‌شد و هر یکی از ایشان به کس دیگری فرمان حکمرانی این شهرها را می‌داد خود مردم شوشتر و دزفول نیز آماده فتنه‌کاری بودند و آرام نمی‌نشستند از سوی دیگری شیخ آل‌کثیر همیشه در کارهای این شهرها دخالت می‌کرد. روی همرفته از اینها این نتیجه بدست می‌آمد که در شوشتر و دزفول هر زمان شورش دیگری در کار باشد.

نویسنده تذکره که در آن زمان می‌زیسته و در شوشتر تماشاگر آن فتنه‌ها بوده‌اند اندکی از بسیار آن حوادث را یاد کرده ما نیز اندکی از بسیار گفته‌های او را در اینجا می‌آوریم.

چنانکه گفتیم عباسقلی خان چون حکومت یافت خود او در دزفول نشسته برادرش محمدخان را به شوشتر فرستاد ولی در رمضان همانسال (۱۱۶۱) نخست مردم شوشتر و سپس مردم دزفول بر عباسقلی خان بشوریدند و آل‌کثیر را به یاری خود خواندند و این شورش و کشاکش در میان بود تا عباسقلی خان از دزفول بگریخت و برادر او محمدخان در شوشتر با دست غوغائیان کشته گردید. شیخ آل‌کثیر محمدرضابیگ پسر اسفندیار بیگ را در شوشتر به جانشینی خود برگمارده خویشتن به میان عشیره بازگشت.

در این میان شاهمراد بیگ نامی از بزرگان افشار کندزلو که به خراسان رفته بود از ابراهیم میرزا فرمان حکومت شوشتر و دزفول یافته و به خوزستان می‌آمد. اعراب آل‌کثیر این شنیده تا لرستان به پیشواز او رفته او را دستگیر ساخته و به میان عشیره آورده بند کردند.

لیکن او شبانه از آنجا گریخته خود را به خانۀ برادرش در محله گرگز