پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۹۹۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

فصل هشتم-داریوش دوم

مبحث اول-نام و نسب او

نام

اخس، همین‌که بتخت نشست، خود را داریوش نامید. اسم او را چنین نوشته‌اند: اردشیر دوّم در کتیبهٔ شوشی-داریوهوشهی یا، اردشیر سوّم در کتیبهٔ تخت‌جمشید-داریوشهی‌ها[۱]. توسیدید (کتاب ۸، بند ۵) - داری‌یس[۲]، پلوتارک و ژوستن مانند توسیدید. در توریة-داریوش (کتاب عزرا، باب ۵ و ۶). ابو ریحان بیرونی در آثار الباقیه (صفحهٔ ۱۱۱)[۳] -دار الثانی (ولی سلطنت او را بعد از کبوجیه دانسته و اشتباه است)، مسعودی (مروج الذّهب، صفحهٔ ۱۰۰) - داراء بن بهمن بن اسفندیار. طبری و حمزهٔ اصفهانی دار ابن اردشیر بهمن بن اسفندیار (هر سه از داستانها متابعت کرده‌اند)، ابن اثیر علاوه کرد، که ملقّب به جهرآزاد یعنی چهرآزاد بوده و آن را کریم الطّبع ترجمه کرده (صحیح نیست، چهرآزاد موافق داستانها لقب همای دختر اردشیر بود). در داستانهای ما دارا یا داراب را پسر اردشیر درازدست بهمن بن اسفندیار بن گشتاسپ یا بشتاسپ گفته‌اند.

بعض نویسندگان قرون اسلامی مانند ابن اثیر، برای عدم اختلاط این شاه با دارا پسر دارا (داریوش سوّم) او را دارای اکبر نیز نامیده‌اند، چنانکه یونانیها برای تمییز این شاه از داریوش اوّل او را ن‌تس[۴] خوانده‌اند، که بمعنی حرامزاده است، زیرا مادر او را زن غیر عقدی اردشیر می‌دانستند و بهمین جهت ابو الفرج بن عبری اسم او را داریوش نوثوس نوشته.

نسب

بالاتر گفته شد، که او پسر اردشیر درازدست بود، از زنی از اهل بابل موسوم به کسمارتی‌دین[۵]. داریوش دوّم نوزده سال سلطنت کرد و این است وقایع سلطنتش:


  1. یوستی-نام‌های ایرانی، طبع ماربورگ، سنهٔ ۱۸۹۵، صفحهٔ ۷۸.
  2. Dareios.
  3. چاپ لیپسیک ۱۹۲۳.
  4. Nothos.
  5. Cosmartydene.