پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۹۹۲

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

مبحث دوم-سغدیان

نام و نسب

اسم این شاه را چنین نوشته‌اند: دیودورو (اوسویوس) -سغدیانس[۱].

کتزیاس-سکودیانس[۲]. ابو ریحان بیرونی-صغدناتوس[۳].

ابن عبری-سغدینوس. ابو ریحان او را پسر خشیارشای دوّم یا چنانکه گوید خسرو ثانی دانسته، ولی معلوم است، که او پسر اردشیر درازدست بود نه خشیارشای دوّم. اشتباه ابوریحان از مدارکی بوده، که در دست داشته. از سغدیان کتیبه‌ای نمانده تا اسم او بپارسی قدیم معلوم باشد، با وجود این گمان می‌کنند، که نام او به پارسی قدیم سوغودیان بوده، زیرا سغد را بپارسی قدیم سوغود می‌نامیدند. در داستانهای ما از سغدیان یا سوغودیان ذکری نشده و نویسندگان قرون اسلامی، که از مدارک شرقی استفاده کرده‌اند، نیز اسم او را ذکر نکرده‌اند. مادر او، چنانکه گذشت، آلوگونه نامی از اهل بابل بود.

قتل سغدیان

این برادرکش پس از اینکه بتخت نشست اوّل کاری که کرد خواجه‌ای بغ‌راز[۴] نام را کشت. خواجهٔ مزبور نسبت به اردشیر خیلی باوفا و نزد وی مقرّب بود و پس از فوت اردشیر مأمور شد جنازهٔ او و ملکه را به مقبرهٔ شاهان هخامنشی در پارس برد. چون سغدیان از دیرگاه کینهٔ او را در دل داشت، همین‌که خواجه به پایتخت برگشت، باین بهانه، که چرا بی‌اجازه برگشته، حکم به اعدامش داد (او را سنگسار کردند). چون بغ‌راز مورد محبّت همه بود سپاهیان بسبب این قضیه و از جهت برادرکشی سغدیان از او سخت دلگیر شدند. در ابتدا سغدیان خواست با پول و هدایا سپاهیان را رو به خود کند، ولی کینهٔ او از دل‌ها زائل نشد. بعد، چون سغدیان دید، که مردم از او ناراضی‌اند، بتصوّر اینکه تحریکاتی از طرف برادران او می‌شود، نسبت به آنها و خصوصاً نسبت به اخس، که در این زمان والی باختر بود، ظنین گردیده به دربار احضارش کرد. اخس وعده کرد


  1. sogdianos.
  2. Secydianos.
  3. آثار الباقیه، صفحهٔ ۱۱۱، چاپ لیپسیک، ۱۹۲۳.
  4. Bagorazes.