بشما اجازهٔ ساختن معبد را داده کار را توقیف کنید، تا این مطلب بسمع داریوش پادشاه برسد. بعد والی ماوراءنهر مطلب را به داریوش اطلاع داده افزود که یهودیان میگویند، در زمان کوروش چنین حکمی صادر شده، خوب است در خزانهٔ پادشاه، که در بابل است، تفحّص کنند، تا معلوم شود، که چنین حکمی صادر شده یا نه. آنگاه داریوش امر کرد در کتابخانهٔ بابل، که خزانهها در آنجا بود، تفحّص کردند و در قصر احمنا[۱]، که در ولایت مادیها است، طوماری یافتند و تذکره در آن بدین مضمون بود. . . . (مضمون فرمان کوروش در صفحه ۴۰۱ ذکر شده). پس از آن داریوش مفاد فرمان کوروش را بوالی ماوراءنهر اطلاع داده امر کرد، که هرکس بر خلاف این فرمان عمل کند از خانهاش تیری گرفته و او را بر آن آویخته مصلوب دارند و خانهٔ او، از جهت ضدیتی که کرده، مزبله شود. بر اثر این حکم والی ماوراءنهر فوراً اقدام کرد و خانهٔ خدا ساخته شد.
بنا بر آنچه از کتاب عزرا ذکر شد، روشن است، که در زمان کوروش برحسب حکم او ساختن معبد شروع گشته، ولی بعد بین آنهائی، که از بابل بفلسطین مراجعت کرده بودند و کسانی که در محلّ مانده به اسارت ببابل نرفته بودند، اختلافی روی داده و بواسطه ضدّیت این دو دسته با هم ساختن معبد بتأخیر افتاده. پس از آن از زمان کوروش تا زمان داریوش اوّل و بعد از او تا خشیارشا این کار متوقف بوده تا در زمان اردشیر اوّل (درازدست) اشخاصی، که از بابل به بیت المقدس رفته بودند خواستهاند ساختن معبد را دنبال کنند، ولی باز معاندین آنها به اردشیر نامه نوشته ذهن او را مشوب داشتهاند و این دفعه حکم صریح صادر شده، که معبد را نسازند و بالاخره در زمان داریوش دوّم معبد را به انتها رسانیدهاند، ولی در اینجا یک عیب توجه خواننده را جلب میکند و آن این است، که گفته شده زرّ بابل و یشوع اسرای یهود را از بابل به بیت المقدس بردند و همان زرّ بابل و یشوع بحکم داریوش ساختن معبد را به انتها رسانیدند و روشن است، که در این صورت لازم میآید، عمر زرّ بابل و یشوع را لااقل یکصد و پنجاه سال بدانیم، و حال آنکه چنین عمری طبیعی نیست. بنابراین نتیجه چنین میشود، که اگر اسامی شاهان هخامنشی و ترتیب سلطنت آنها را چنان دانیم، که در کتاب عزرا ضبط شده و کاملاً موافق
- ↑ باید مصحّف هگمتان (همدان) باشد.