کتاب یا مؤلف آن را ذکر کرده باشند و بسا، که یک روایت هرودوت در کتب چند مورّخ قرون بعد تکرار میشود. اما اینکه هرودوت چنان روایت کرده، جهت معلوم است: مصریها، چنانکه پائینتر بیاید، از تسلط آسیائیها بر مصر همیشه متنفر بودند و برای اعادهٔ استقلال خودشان در هر موقع بهر وسیله متشبث میشدند. یونانیها هم نسبت به حکومت ایرانیها در مصر خیلی بدبین و همواره درصدد بودند، که مصر از ایران مجزّا شود، تا در منطقهٔ تجارتی یونان درآید.
چون پائینتر این مطلب کاملاً روشن خواهد بود، عجالتاً بیش از این با طناب قائل نشده میگذریم. خلاصه آنکه، با بدست آمدن نوشتههای اوجاگوررسنت و ستلهائی، که در موزه لوور است، نمیتوان روایت هرودوت و نوشتههای مورّخین دیگر یونانی را تماماً صحیح دانست و شکی نیست، که درباره کبوجیه راه مبالغه پیمودهاند، ولی این را هم به هرحال نمیتوان منکر شد، که کبوجیه خیلی شدید العمل بوده و رفتار کوروش را با ملل مغلوبه نداشته، زیرا در یک جای نوشته اوجاگوررسنت این عبارت دیده میشود: «من اهالی را در موقع بزرگترین بلیهای، که برای تمام مملکت رو داد و نظیر آن در جائی از دنیا نبود، نجات دادم». به هرحال از اسناد رسمی مصر واضح است، که مصریها کبوجیه را زاده (را) و فرعون قانونی خود دانسته باین عقیده بودند، که با رفتن او بمصر سلسلهٔ بیست و ششم مصری، یا سلسلهٔ پادشاهان سائیس، منقرض شده و کبوجیه سلسلهٔ ۲۷ را تاسیس کرده. مانتن مورّخ مصری هم شاهان هخامنشی را از کبوجیه تا اردشیر دوّم سلسلهٔ ۲۷ فراعنه دانسته. پس از آن، از جهت عزّت ملی[۱] یا ملاحظه سیاسی، در میان مصریها داستانی شیوع یافت مبنی بر اینکه، اگر حق کبوجیه بتخت و تاج مصر بیش از سلسلهٔ سائیس نباشد، به هرحال کمتر نیست، چه کوروش نیتتیس[۲]دختر آپرییس پادشاه مصر را، در حرم خود داشت و پسر او کبوجیه بمصر قشونکشی کرد، تا مملکت جدّ مادریش را از چنگال آمازیس غاصب بیرون آرد. هرودوت