پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۴۹۸

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

دیگر یونانی - سمردیس،[۱]. اشیل، مصنّف یونانی، در تصنیف خود موسوم به «پارسیها» - مردیس[۲]. کتزیاس - تای‌نک سارسس[۳]. کزنفون - تانااکسارس[۴]. بنابراین معلوم است، که مورّخین یونانی این اسم را تصحیف کرده‌اند و اسم او بردیا بوده[۵].

امّا راجع باسمی، که کتزیاس و کزنفون ذکر کرده‌اند، تصوّر می‌رود، که این شاهزاده لقبی داشته و دو مورّخ مذکور مصحف این لقب را نوشته‌اند. از آنجا که، مردم بردیا را دوست می‌داشتند، کبوجیه بر او حسد برده قبل از عزیمت خود به مصر در نهان او را کشت. راجع باین واقعه، که عواقب وخیمی برای کبوجیه و ایران داشت، مورّخین یونانی روایاتی ذکر کرده‌اند، که هرچند در بعض کیفیات با سند رسمی، کتیبهٔ بیستون، مخالفت دارد، با وجود این ذکرش لازم است، زیرا بطور کلی حاکی از احوال کبوجیه و اوضاع ایران آن زمان است.

هرودوت گوید (کتاب سوّم، بند ۳۰): سمردیس با کبوجیه به مصر رفت و در آنجا قضیه‌ای روی داد، که باعث وحشت شاه پارس و قتل سمردیس گردید، توضیح آنکه پادشاه حبشه (اتیوپی) کمانی برای کبوجیه فرستاد، که عرض آن دو انگشت و کشیدن زه آن بسیار دشوار بود. کبوجیه نتوانست زه کمان را بکشد و برادر او تقریباً توانست، کبوجیه حسد به برادر خود برده امر کرد فوراً عازم شوش شود. پس از آن شبی در خواب دید، که قاصدی از راه رسید و خبر داد، که سمردیس بر تخت سلطنت نشسته و سر به آسمان می‌ساید. از این خواب نگرانی او بیشتر شد و پرک‌ساس‌پس[۶] نامی را، که از رجال پارس بود، به شوش فرستاد، تا برادر او را بکشد و این شخص سمردیس را بقول بعضی در حین شکار کشت و به عقیدهٔ برخی او را به کنار دریای اریتره (خلیج‌پارس) کشانیده در آب انداخت و غرقش کرد.

کتزیاس شرح قضیه را طوری دیگر نوشته: مورّخ مذکور گوید: تای‌نک سارسس،


  1. Smerdis.
  2. Merdis
  3. Taynoxarces.
  4. Tanaoxares.
  5. باین معنی، که برد را مرد کرده‌اند و (یس)، که در آخر افزوده‌اند، در غالب اسامی یونانی دیده می‌شود.
  6. Prexaspes.