حوالی بوسپور بودهاند ذکر کرده ۸) یک کتیبۀ یونانی است که دارای ۲۸ سطر است و در (مین جیک) در آسیای صغیر در ۱۸۸۶ کشف شده.
چهارم-کتیبۀ در تخت جمشید از اردشیر اول درازدست بزبان بابلی یافتهاند که دارای ۱۳ سطر است از سطور مذکوره قسمت چپ آن باقی است مابقی محو شده.
پنجم-کتیبۀ نیز در تخت جمشید از اردشیر دوم هخامنشی کشف شده که بزبان بابلی و فقط در سطر آن باقی است.
کتیبههای شاهان هخامنشی که بزبان پارسی قدیم کنده شده در جای خود ذکر گردیده فقط دو کتیبۀ دیگر لازم است بر آنها علاوه شود:
۱) کتیبۀ از اردشیر دوم که در همدان یافتهاند و راجع به قصری است که این شاه بنا کرده در اینجا نیز اسم مهر و اناهیتا بعد از هرمزد برده شده.
۲) کتیبۀ که از همان شاه در شوش کشف شده و مربوط بتأسیس قصری است خواندن خط میخی پارسی برای محققین خیلی مشگل بود زیرا اگر بخواندن خطوط مصری بزودی موفق شدند ازاینجهت است که بعضی از کتیبههای مصری بزبان مصری قدیم و یونانی نوشته شده و بعلاوه اسامی خاصه را در میان شکلی که شبیه به فشنگ است گنجاندهاند بنابراین علماء فن توانستند بالنسبه زودتر الفباء زبان را بدست آورده معانی لغات را بواسطه ترجمه یونانی زودتر درک نمایند و لیکن در ایران کتیبهها بزبان و خط پارسی قدیم و عیلامی و آسوری نوشته شده و هر سه زبان و خط مجهول بود با وجود این علماء اروپائی با زحمات زیاد موفق بخواندن این خط شدهاند کنجکاوی اروپائیان نسبت باین خط در ۱۶۲۲ شروع گردید و لیکن ابتداء پیشرفتهای بزرگ برای خواندن آن از ۱۸۰۲ بود و تقریباً در ۱۸۵۰ قرائت قسمتی از کتیبههای بیستون داریوش بدون غلط باتمام رسیده الفباء خط کاملاً بدست آمده پس از پیشرفت مذکور قرائت