شعر سخنی باشد که نثر مرسل[۱] نبوده از حیث عده هجاها (سیلابها) ترتیبی داشته باشد ظن قوی بر آنست که این گونه اشعار بوده دلائل این مطلب از قرار ذیل است: اولا چنانکه از منابع موثقه معلوم است شاهان ساسانی توجه مخصوصی نسبت به موسیقیدانها داشتهاند و موسیقیدانهای معروف آن دوره الحان و نواهائی با ساز میسرودند و خیلی بعید است تصور کنیم که الحان یا نواها بکلی عاری از هر ترتیبی بوده زیرا سخنانی که میسرودند لابد بایستی از حیث هجا یا سجع دارای ترتیبی باشد. ثانیا محققین معلوم کردهاند گاثها که قدیمترین قسمت آوستا است شعر هجائی (سیلابی) است یعنی در هر بحری مصاریع از یک عدۀ معینی از هجاها یا سیلابها ترکیب یافته و اگر در زبان آوستائی که از حیث صورت و ترکیب خیلی قدیمتر و صعبالتلفّظتر از زبان پهلوی است شعر هجائی (سیلابی) ممکن بوده جهة ندارد فرض کنیم که در زبان پهلوی که جوانتر و سادهتر است این گونه سخن گفتن ممکن نبوده. ثالثا بهطوریکه پروفسور آندریاس[۲] ایرانشناس معروف معین کرده و آرتور کریستنسن عالم دانمارکی از او نقل قول میکند کتیبۀ سنگی شاپور اول در حاجیآباد که بزبان پهلوی است خاتمه مییابد بنطق شاه که در بحر هشت هجائی گفته شده است[۳] و باز ارتور کریستنسن گوید در نوشتجاتی که در تورفان یافتهاند و بزبان پهلوی شمالی و جنوبی است قسمتهائی دیده میشود که منظوم است و بیشتر در بحر هشت هجائی تنظیم شده رابعا عبداللّه ابن مقفّع که در نیمۀ اول قرن دوم هجری میزیسته و کتب زیادی از پهلوی بعربی ترجمه کرده و بالنتیجه از اوضاع دوره ساسانیان
- ↑ نثر مرسل یعنی مخنی که عاری از هر نظمی است.
- ↑ Andreas.
- ↑ شماره ۴-۵ کاوه صفحه ۱۲۴-این است نطق شاپور اول که در ضمن مقاله عالم مذکور دانمارکی در مجله مزبوره مندرج است: مردی که او این بنا بطرف مغرب کرده و دستش نیکو است پا در این دره نهاد و تیری بجانب این بنا انداخت پس مردی که تیر بجانب این بنا انداخت دستش نیکو است.