پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۷۷۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

گردید (اعراب بردشیر می‌نامیدند) پس از آن پادشاهان خوزستان عمان و اصفهان مغلوب و مطیع گشتند اردوان اشکانی چون دید کار اردشیر خیلی بالا گرفته با قشون زیادی برای جنگ با او حرکت نمود و در هرمزدکان خوزستان جنگ کرده کشته شد (۲۲۴ میلادی) موافق روایات پهلوی یعنی کارنامه اردشیر بابکان و فردوسی نسب ساسان به بهمن یا اردشیر درازدست می‌رسد یعنی جدّ جدّ او که نیز ساسان نام داشته و پسر دارا معاصر اسکندر بوده جلای وطن کرده به هند رفته بود.

در زمان اردوان اشکانی ایران به دویست و چهل دولت تقسیم می‌شده و شاه اشکانی بر تمام پادشاهان ریاست داشته.

پاپک که پادشاه پارس بوده در خواب می‌بیند که آفتاب از سر چوپانش ساسان نام طلوع و تمام عالم را روشن کرد شب دیگر باز در خواب می‌بیند که ساسان سوار فیل سفیدی است و همه به او تکریم می‌کنند شب سوم می‌بیند که از خانه ساسان آتش مقدس شعله زده تمام عالم را روشن کرد دانشمندان را خواسته تعبیر خواب را می‌خواهد آنها می‌گویند که ساسان یا پسرش شاه خواهد شد.

پس از آن پاپک ساسان را خواسته معلوم می‌کند که نسب او به بهمن می‌رسد و دختر خود را به او می‌دهد و از این ازدواج اردشیر بدنیا می‌آید. این حکایت بی‌شباهت به حکایت ایختوویگو و کوروش بزرگ نیست و صحت آن مورد تردید است زیرا اولاً مطابقت با تاریخ ندارد و از انقراض سلسله هخامنشی تا زمان پاپک بیش از پانصد سال گذشته بود در صورتی که موافق روایات طول این دوره را دویست سال می‌دانند ثانیاً اگر ساسان به هند رفت و اولاد او در آنجا ماندند خیلی مستبعد است که بعد از پنج قران ایرانی مانده و ساسان معاصر پاپک به پارس مراجعت نموده چوپان او شده باشد چون در باب داستانهای قدیم سخن در پیش است بیش از این ننوشته می‌گذریم. ظن غالب این است که این حکایت را گفته‌اند