خوبی و بدی یا هرمز و اهریمن و محترم داشتن مغها، نیاز دادن به آنها، تقدیس آتش و مخصوصا رودها (ژوستن، کتاب ۴۱، بند ۳) و دفن نکردن میّت، تا آنکه طیور و وحوش آن را بدرد (همانجا). یک قسمت بزرگ مجلس مهستان از مغها ترکیب مییافت و اختیارات مجلس مزبور در انتخاب شخصی به سلطنت و یا خلع او از سلطنت در موارد لزوم کم نبود (سترابون، کتاب ۱۱، فصل ۹، بند ۹)، ولی باید گفت، که احترام اشکانیان به آتش هرمز و مراقبت بحفظ آن بمرور رو بضعف گذارده از میان رفت (موسیخورن، تاریخ ارمنستان، کتاب ۲، بند ۷۴). این کار از اشکانیان ارمنستان شروع گردید و ظنّ قوی این است، که اشکانیان پارتی با بیقیدی باین کار مینگریستند، زیرا پارتیها اجساد مردگان را میسوزانند و، حال آنکه در مذهب زرتشت آتش مقدّس است و مرده پلید (هرودیان، کتاب ۶، بند ۳۰). چنانکه از نوشتههای آگاثیاس (کتاب ۲، بند ۲۶) مستفاد میگردد، مغها نفوذ خود را در دورۀ اشکانیان بمرور فاقد شدند و از احتراماتشان خیلی کاست، بنابراین پارتیها بمذهب قدیمشان، که پرستش آفتاب و ماه و هیکلهای اجدادشان بوده، بیشتر علاقهمند بودند، تا بمذهب زرتشت و مخصوصا هیکل اجدادشان را خیلی محترم میداشتند. این هیکلها گرانبهاترین اشیاء خانههای پارتی بود. پارتیها با اینکه خیلی بمذهب زرتشتی علاقهمند نبودند، ممانعتی هم برای پرستش هرمز یا ترویج این مذهب نمیکردند، چنانکه در پارس، که یکی از ممالک تابعه دولت پارت بود، این مذهب پیشرفتهای عمده داشت و سلسله پادشاهان روحانی پارس (آذربانان) در امور مذهبی بکلّی مستقل بودند. همین رویه نسبت به شهرهای یونانی ایران دیده میشود، زیرا یونانیها بمعتقدات مذهبی خود و آلهۀ المپ باقی بودند و کسی بانها مزاحمتی نمیرسانید (یولیوس کاپیتولینوس-، قیصر و روس، بند ۸). چنین بود نیز احوال یهودیهای بابل و نصیبین و جاهای دیگر، که آزادی کامل در حفظ و حراست مذهب موسوی داشتند (یوسف فلاویوس، تاریخ یهود، کتاب ۱۸، فصل ۹، بند ۱). اینکه سهل است ترویج
برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۷۴۰
ظاهر