سابق پارتیها در آنها ماند، بالاخره بعد از آمدن اسکندر به ایران و انتشار یونانیّت در ایران، صور یا علامات ارباب انواع یونانی هم بر مسکوکات اشکانی پدید آمد.
بنابراین پارتیها دارای مذهبی گشتند، که ترکیبی بود. این نظری است، که بطور کلّی و رویهمرفته از تاریخ دولت پارت حاصل میشود. حالا باید دید، که کیفیّات مذهب ترکیبی پارتیها چه بوده. متاسّفانه این کیفیّات تاریک است، ولی در این تردیدی نیست، که پارتیها موافق مذهب قدیمشان، قبل از آمدن به ایران، اجدادشان را میپرستیدند، صورت یا هیکل آنها را ساخته در خانههاشان با مراقبتی مخصوص حفظ میکردند و بقدری بآن علاقهمند بودند، که حتّی در زمان مسافرت هم نمیتوانستند از هیکلهای اجدادی مفارقت جویند و این اشیاء را با خودشان برمیداشتند، زیرا در ازمنه تاریخی هم چنانکه پائینتر بیاید، این چیزها را میبینیم. بزرگترین خدایان پارتی آفتاب و ماه بودند، البتّه آفتاب را مهر مینامیدند، هنگام طلوعش او را میپرستیدند (هرودیان، کتاب ۶، بند ۳۰). در معابدشان برای او قربانیها میکردند و نیازها میدادند و هیکلهائی برای او ساخته آن را با ماه نمایندۀ روشنائی میدانستند (موسیخورن، تاریخ ارمنستان، کتاب ۲، بند ۷۴). خدای آفتاب حامی خانواده سلطنت و هیکلهای اجداد بود، خانواده اشکانیان به آلهه دیگری نیز معتقد بودند، اجداد شاهان اشکانی مقامی در میان خدایان خانواده سلطنت داشتند و ایزد آفتاب در میان این آلهه مقام اوّل را حائز بود. پس از اینکه پارتیها و اشکانیان هرمزدپرستی را پذیرفتند، این خدایان معاونین یا وزرای هرمزد گردیدند (موسیخورن، همانجا). از نوشتههای یوسف فلاویوس (تاریخ یهود، کتاب ۱۸، فصل ۹، بند ۳) چنین استنباط میشود، که شاهان اشکانی و اعضای خانوادهشان بنام این آلهه سوگند یاد میکردند، ولی نگارشات همان مورّخ (همان کتاب و همان فصل، بند ۵) صریحا میرساند، که سواد مردم پارت هیکل اجدادشان را میپرستیدند. این هیکلها را در جای محترمی در خانهها میگذاردند و همیشه پرستشی برای آن داشتند. مذهب مزدهپرستی عبارت بود از اعتقاد به خدای