زیرا در معبد دلف مجسّمۀ آپلّن[۱] رب النّوع آفتاب، پسر زوس ربّ الارباب یونانی را بر چنین سنگی نصب کردهاند. م.). از ارباب انواع دیگر یونان نیز گاهی صورت یا علاماتی مشاهده میشود: ۱-زوس یا ژوپیتر[۲]، خدای بزرگ یونانیها و رومیها. ۲-نیکه[۳] ربّةالنوع فتح، که تاج بر سر شاه میگذارد. بر بعض سکّهها صورت دو نیکه است و هردو تاج بر سر شاه مینهند. ۳-پالاّس ربّ النّوع جنگ.[۴]- ربّةالنوع عدالت با ترازوئی بدست.[۵]- آرتهمیس ربّةالنوع شکار. ۶-هراکل یا هرکول نیم رب النوع یونانی و رومی، که ذکرش کراراً در کتاب دوّم این تألیف گذشته. ۷-فرشته شهری، که در ضرّابخانۀ آن سکّه را زدهاند، گاهی این فرشتهها تاج کنگرهدار بر سر دارند. علامات دیگر اینها است: کمان با قربان یا بیآن-تیر یا تیرهائی-هلال و ستاره بدین شکل ۴- شاخ حیوان، که علامت فراوانی است. از حیوانات: عقاب، اسب، فیل، گاو، گاو کوهاندار. از نباتات: برگ شبدر، برگ نخل ۵، که بدست فرشته است.
بر بعض مسکوکات شکل لنگر کشتی به خوبی نمایان است. در این باب باید گفت، که این تصویر تقلیدی است از سلوکیها، ولی بنظر میآید، که اشکانیان از این کار مقصودی داشتهاند، لنگر کشتی در یونان علامت آپلّن ربّ النوع آفتاب و صنایع بود و سلوکیها، چنانکه بالاتر ذکر شد، نسب سلکوس اوّل را باین رب النوع یونانی میرسانیدند (افسانه لاادیسه، صفحه ۲۰۵۳ این تألیف).
اشکانیان چون از سلوکیها زن میگرفتند، خواستهاند نیز بفهمانند، که علاوه بر هخامنشیها نژادشان از طرف زنان سلوکی باین رب النوع هم میرسد.
معلوم است، که تمامی این علامات بر هر سکّهای نیست، بعضی دون بعضی دارای یکی دو علامت از علامات مذکوره میباشند. از مسکوکات دیده میشود، که پادشاهان دستنشانده اشکانی هم سکّهای باسم خود میزدند، مثلاً مسکوکاتی از باختر و آذربانان پارس و هفتواد کرمان و پادشاهان یزد و آبست یا بست (که در جنوب