قوم پارت بود. باید هم چنین باشد، زیرا مهارت پارتیها در تیراندازی معروف و در همه جا مشهور است: کمتر ملّتی است، که این هنرمندی پارتیها را نداند.
وقتی که به لژیونهای رومی امر میشد به جنگ پارتیها روند، لرزه بر اندامشان میافتاد (در کیفیّات جنگ کراسّوس دقت شود)، بعد از تیر نیزه هم اهمیّت داشت.
چوب نیزه و تک آن را خیلی محکم میساختند، چنانکه گاهی با یک ضربت دو نفر را میافکندند. پس از این دو اسلحه شمشیر دو دمه و قمه و کارد نیز استعمال میشد و اسلحه دفاعی، چنانکه گذشت، عبارت بود از کلاهخود و زره بلند و شلواری گشاد از چرم.
بر اسبها هم زره و برگستوانی میپوشیدند و سوار با اسبش غرق آهن و پولاد میگشت.
بحریّه
از بحریه پارتی ابداً ذکری در نگارشات نویسندگان غربی نشده است و بنابراین باید گفت، که دولت پارت بحریه نداشته.
باید همچنین باشد، زیرا دریای گرگان در دست یک دولت دریائی نبود و ارتباطی هم با دریاهای دیگر نداشت. خلیجپارس از پارت خیلی دور بود و بالاخره استیلای پارت بر سوریّه یا آسیای صغیر چند ماهی بیش دوام نیافت. اما برای گذشتن از فرات قایقهائی بکار میانداختهاند.
مالیّه
از امور مالیه دولت اشکانی اطّلاعی نیست و نمیدانیم- مالیاتهائی، که میگرفتند، چه بوده و چگونه وصول میکردند و تشکیلات مالی آنها بچه اساس گذارده شده بود. آیا دولت اشکانی ترتیبات دولت هخامنشی را رعایت میکرده (صفحۀ ۱۴۷۰ این تألیف) یا ترتیبی دیگر، که تقلید از سلوکیها بوده مقرّر داشته بود، ولی ظنّ قوی این است، که از ولات پارتی (نه از پادشاهان دستنشانده) برحسب مقاطعه وجوهی به خزانه وارد و با نظر شاه خرج میشده.
در این دوره چیز تازهای، که دیده میشود، گمرک است. در دولت هخامنشی، چنانکه گذشت