تاریخ ایران مربوط است و چون موضوع این کتاب وقایع دوره اشکانی است، عجالة میگذریم.
لروبنای ادسی[۱]
موسیخورن لروبنای ادسی یا گروپنا را نویسندۀ شامی گفته و گمان قوی این است، که این نویسنده در قرون اوّل میلادی میزیسته.
نوشتههای او راجع به آبگار (اکبر) پادشاه خسرون دستنشاندۀ شاهان پارت این اطلاعات را میدهد (تاریخ آبگار اوشاما و سندروگ-از تاریخ موسیخورن، کتاب ۲، فصل ۲۷-۳۶ استخراج شده):
فصل بیست و هفتم-پس از آنکه آرشاویر مرد، پسرش ارداشس در پارس (یعنی ایران) بتخت نشست. اگرچه ترتیبی را، که ما در این سالنامهها اتخاذ کردهایم نه ترتیب تاریخی است و نه تسلسلی، که باید در نوشتهها باشد، با وجود این، چون صحبت از اعقاب آرشاویر و پسرش آرداشس، یعنی از اشخاصی است، که ارامنه دین حقیقی را از آنها دارند (مقصود نویسنده دین مسیحی است) برای احترام آنان ما اسامی آنها را پیش برده نزدیک آرداشس جا دادهایم، تا خوانندگان بدانند، که این اشخاص از نژاد ارشک دلیر[۲] پارتی هستند. ما ذکر خواهیم کرد، که نیاکان قارنیان و سورنیان چه وقت به ارمنستان آمدند و سنگرگوار[۳] و قمسریان[۴] از اعقاب کیها هستند (برای فهم مطلب باید توضیح دهیم، که مقصود نویسنده از مذهب حقیقی مذهب عیسوی است، که در سلطنت تیرداد اشکانی پسر خسرو اشکانی، (که ذکرش بالاتر گذشت) مذهب رسمی ارمنستان گردید، سنگرگوار را مبلّغ و مروّج این مذهب در ارمنستان میدانند و او پارتی بود، اما قارنپهلو و سورنپهلو دو نفر پارتی مهمّ بودند و خانواده آنان در ایران قدیم به قارنیان و سورنیان معروف بود. اینها امتیازاتی داشتند، مثلاً بزرگتر خانواده قارنسورن