پاکر[۱] نویسندگان غربی است، که پسر ارد اوّل بود و بیت المقدس را گرفته پادشاه آن را تغییر داد.
عجالة بهمین چند کلمه اکتفاء کرده میگذریم، زیرا پائینتر در باب اطّلاعاتی، که مورّخین و نویسندگان قرون اوّلیه اسلامی دادهاند، عقیده خود را خواهیمنگاشت.
[۲]- ابو الحسن علیّ بن الحسین المسعودی
مورّخ مذکور گوید (مروج الذّهب، جلد ۲، صفحه ۱۰۰)[۳] اختلاف کردهاند، که آیا ملوک الطّوائف پارسی بودهاند، یا نبطی و یا عرب. جمعی از اخباریّون، که باخبار گذشته توجّه دارند، حکایت کردهاند، که چون اسکندر بن فیلیپپس دارا پسر دارا را کشت، بر هر ناحیهای رئیسی گماشت و مقصود اسکندر این بود، که تشتّت کلمه بین آنها پدید آید و خراب شوند، بنابراین هر رئیس بر ناحیهای، که در آن بود، غلبه کرد و نظام مملکت و اطاعت از میان رفت، بعد اکثر آنها مطیع اشغانیّون گردیدند. اینها پادشاهان جبال از بلاد دینور و نهاوند و همدان و ماسندان (مصحّف ماسپذان) ۳و آذربایجان بودند و هرکدام از پادشاهان آنها باین اسم عمومی، که اشغان است، نامیده شدهاند. سایر ملوک الطّوائف را (اشغانیّون) نامند، زیرا اینها تابع پادشاه اشکانیاند. محمّد بن هشام الکلبی از پدرش و غیر او از علماء عرب حکایت کرده، که نخستین پادشاهان دنیا کینانند[۴] و آنها از پادشاهان سلف پارس اوّل تا دارا بن دارا بودند (پارس اوّل دورۀ هخامنشی است، که در داستانهای ما دورۀ کیانی گفتهاند و پارس دوّم دورۀ ساسانی م.). بعد (اردوان) میآیند و آنها پادشاهان نبطاند[۵] و در زمین عراق بودند. اسکندر به اشارۀ معلّمش ارسطاطالیس هر ناحیهای را به پادشاهی سپرد، تا باهم اتّحاد نکنند و بعد از او هریک از آنها بر ناحیهای استیلا یافت، برای توسعه ناحیهشان باهم درافتادند