مقدّر نبود، که دولت اشکانی دوام یافته آن را پس بگیرد، ولی بدست دولت ساسانی نصیبین و بعض قسمتهای دیگر به ایران برگشت، چنانکه در جای خود بیاید. اما اینکه شاهی مانند اردوان پنجم چرا این قسمت بین النّهرین را پس نگرفت، جواب معلوم است. دولت پارت در شرف انقراض بود و اختلال این دولت از زمانهای شاهان قبل، بعد از بلاش اوّل، به حدّی رسیده بود، که فتح پارتیها نسبت به رومیها نتوانست این دولت را قوی و ارکان آن را محکم گرداند. در این حال طبیعی است، که اردوان نمیتوانست از امور داخلی صرفنظر کرده تمامی حواس خود را بامور خارجی مصروف دارد. حق هم با او بود. در این موارد نمیتوان انتظاری دیگر داشت:
مملکتی، که در داخلهاش نفاق است، در مقابل خارجه سست است و دولت اشکانی هم از این قاعده مستثنی نبود.
قیام اردشیر پاپکان ساسانی بر اردوان
اردشیر پاپکان ساسانی
بدوا باید بدانیم، که اردشیر پاپکان کی و از چه قومی بود.
این مطلب در جای خود، یعنی جائی، که از سلسله ساسانی صحبت خواهد بود، مشروحاً گفته خواهد شد. با وجود این، و لو باختصار هم که باشد، باید در اینجا نیز او را شناساند: چنانکه طبری گوید (تاریخ الامم و الملوک، جزء ثانی، صفحۀ ۵۶): ساسان مؤبد معبدی بود، که در استخر برای ناهید (یکی از یزتها یا ایزدان مذهب زرتشت) ساخته بودند و زن او رامبهشت را دختر یکی از پادشاهان بازرنگی میدانستند. این سلسله پادشاهان در استخر سلطنت داشت. پاپک پسر ساسان در شهر خیر در کنار دریاچه پختگان یا بختگان حکومت میکرد. او برای پسرش اردشیر منصب دژبانی (قلعهبیگی) قلعۀ داراب گرد را گرفت و پادشاهی، که این منصب به او داد گوزهر بازرنگی بود (دژبان را در این زمان ارگبذ میگفتند)[۱].
- ↑ طبری ارجبذ نوشته، که معرّب ارگبذ است.