کربولو به خوبی دیده میشود. او بر پتوس سردار دیگر رومی از حیث صفات سرداری مزیّت دارد و از پرتو همین مزیّت بر او غالب میآید. بالاخره درباره بلاش گفتهاند، که او شخصی بوده مذهبی و در سلطنت او امر به جمعآوری آوستا، که در زمان اسکندر از میان رفته بود، صادر شده. چون از این مسئله باید مشروحتر صحبت داریم و جایش اینجا نیست، عجالة بهمین اشاره اکتفاء میکنیم، تا بسر این موضوع برسیم. چون از این ببعد در مرحله سوّم تاریخ پارت داخل میشویم بفصل سوّم این کتاب خاتمه میدهیم.
فصل چهارم-دولت پارت در انحطاط است
مبحث اول. اشک بیست و سوّم-پاکر دوّم
پس از بلاش اوّل محقّقا معلوم نیست، که جانشین او کی بوده، بعضی پاکر نامی را شاه اشکانی میدانند و گویند، که او پسر بلاش بوده. این حدس را پیکر او بر سکّههایش، که صورتی جوان و بیریش دارد، تأیید میکند و این سکّهها نشان میدهد، که او لااقل تا ۹۳ م. سلطنت کرده، اگرچه با این تاریخ همه موافق نیستند و برخی سلطنت او را از ۷۸ تا ۱۰۸ م. میدانند و دیگر از ۷۹ م. سکّهای یافتهاند، که پیکر شاه بر آن شباهتی به پیکر پاکر ندارد و از شخصی است اردوان نام. بالاخره در اواخر سلطنت پاکر یا اوایل زمامداری خسرو، یعنی شاهی، که پس از پاکر سلطنت کرده، سکّههای شخصی مهرداد نام بدست آمده، که از ۱۰۷ تا ۱۱۳ م. سلطنت داشته. بر یکی از این سکّهها عبارتی منقوش است«مهرداد ملکا»، یعنی شاه مهرداد (چنین سکّههائی از شاهان آخری اشکانی زیاد یافتهاند). بنا بر آنچه ذکر شد، معلوم نیست سلطنت این شاهان در کجا بوده و ترتیب تاریخ سلطنتشان چیست. با وجود این، چون از اردوان و