پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۴۶۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

ولی تاسی‌توس گوید، که گودرز پسر اردوان سوّم به جایش نشست و اگر شقی نبود، می‌توانست بی‌مدّعی سلطنت کند (سالنامه‌ها، کتاب ۱۱، بند ۸). ممکن است بگوئیم، که روایت هردو مورّخ صحیح است باین معنی، که گودرز قبل از بردان بتخت نشسته، ولی چند روزی بیش نتوانسته بر سریر مزبور بماند. به هرحال روایت تاسی‌توس این است، که گودرز برادر خود اردوان نامی را هلاک کرد و باین هم اکتفاء نکرده زن و پسر او را فقط از جهت سوء ظنی کشت. نجبای پارت از این رفتار وحشیانه‌اش متنفّر گشته او را از تخت به زیر آوردند و بجای او بردان را طلبیدند. این شاهزاده در این وقت دور از دربار پارت می‌زیست (تقریبا ۹۳ فرسنگ) و چون جاه‌طلب و چابک بود، همین‌که دعوت مجلس مهستان به او رسید، سوار شده در ظرف دو روز خود را به پای‌تخت رسانید (تاسی‌توس گوید دو روز، ولی چون بنظر مشکل می‌آید، که ۳۵۰ میل یا نود و سه فرسنگ را بتوان در دو روز طی کرد، باید گفت، که در عدد روزها اشتباه شده یا تغییر عدد از تحریف کاتب است. م.). از آن جهت، که قوای گودرز حاضر نبود، بردان به آسانی بر او غالب آمده بر تخت نشست و گودرز فرار کرده نزد داهی‌ها رفت. بردان در آنجا متعرّض او نشد و در نتیجه گودرز فرصت یافت، که برای بازگشت خود فکری اندیشد و طرحی ریزد. بردان هم به خواباندن شورش سلوکیّه پرداخت و این شهر را محاصره کرد (تاسی‌توس، همان کتاب و همان بند). محاصره بطول انجامید، زیرا شهر استحکاماتی متین داشت و یونانیها آذوقۀ فراوان جمع کرده حاضر شده بودند، تا آخرین نفس پا فشارند. در این احوال، که بردان به سلوکیّه پرداخته بود، خبر قیام گودرز رسید. بردان برای دفع او بطرف مشرق حرکت کرد و در جلگه‌ای در باختر برای جنگ آماده گشت (تاسی‌توس، سالنامه‌ها، کتاب ۱۱، بند ۸). گودرز هم قوای زیاد داشت، زیرا گرگانی‌ها و داهی‌ها با او همراه بودند، ولی قبل از اینکه جنگی روی دهد، دریافت، که نجباء مذاکراتی دارند، تا هردو برادر را کنار گذاشته شخص ثالثی را برای سلطنت انتخاب کنند.