بود سخت و شدید العمل. بنابراین اشخاصی که طرف بغض یا غضب او میشدند، برای امنیّتشان چارهای دیگر جز تحریک مردم و نجباء بانقلاب نداشتند. این دفعه اردوان نزد عزّت[۱] پادشاه دستنشانده آدیابن، که مذهب موسوی را پذیرفته بود، رفت (فلاویوس، همانجا). بعد از این قضیّه، مجلس مهستان او را از سلطنت خلع کرده کیننام[۲] یا کینناموس[۳] نامی را بجای او بر تخت نشاند، ولی عزّت با اردوان همراهی کرد و مجلس مهستان جواب داد، که کیننام هم اشکانی است و نمیتوان حقّ او را انکار کرد. مشکلاتی در این وقت بین شاه سابق و لاحق رویداد، ولی کینناموس با اردوان کنار آمد، باین ترتیب، که اردوان را دوباره بتخت خواند و، وقتی که او آمد، استعفاء کرده تاج را از سر خود برداشت و بر سر او نهاد. در این موقع اردوان بتمام دشمنانش عفو عمومی بخشید و عزّت هم امنیّت آنها را ضمانت کرد. اگرچه واضح است باز برای احتراز از سوء تفهیم توضیح میکنیم، که عزّت پادشاه آدیابن دستنشانده دولت پارت بود[۴].
شورش سلوکیّه
از وقایع سلطنت اردوان این بود، که شهر سلوکیّه، دوّم شهر دولت پارت، بر اثر انقلاب دوّم پارتیها و رفتن اردوان نزد عزّت شورشی برپاکرد و خود را مستقل خواند. جهات این شورش و قیام را نمیدانیم، ولی گمان میرود، که شهر یونانی، چون ضعف دولت پارت را دیده، قطع کرده، که در این زمان موقع تجزیۀ پارت در رسیده و وقت است، که سلوکیّه از دولت مزبوره جدا شود (تاسیتوس، سالنامهها، کتاب ۱۱، بند ۸-۹).
مخصوصا باید در نظر داشت، که سلوکیّه از تابعیّت پارت هیچگاه راضی نبود.
امّا اینکه میخواسته بکلّی مستقل شود، یا در تحت حمایت روم دارای استقلال داخلی بیشتری گردد، معلوم نیست. به هرحال یونانیها در ۴۰ م. قیام کرده خودشان را جامعۀ مستقلّی دانستند. از طرف دیگر دیده نمیشود، که رومیها کمکی به آنها کرده باشند، زیرا مایل نبودند عهدی را، که با اردوان بسته بودند،