با او همدست است، در ابتداء خواست هردو را نابود گرداند، ولی چون نمیدانست دشمنان او کیها هستند و عدّهشان چیست و تا چه درجه این توطئه اهمیّت دارد، باحتیاط نزدیکتر دید، که اجرای نقشۀ خود را بتأخیر اندازد، بنابراین برای خواجه زهری ترتیب داد، که زود کشنده نبود و سینناکس را همهروزه بقدری مشغول کارها میداشت، که او فرصت نمییافت به اداره کردن مخالفین بپردازد.
در این وقت قضیّهای هم به کمک اردوان آمد. توضیح آنکه پسر فرهاد چهارم، که برای ایجاد انقلاب در ایران به سوریّه وارد شده بود، چون خواست رفتار خود را تغییر داده طوری کند، که پسند پارتیها باشد، از عادت رومی خود دست کشید و چون در مدّت چهل سال اقامت در روم این عادات در او ریشه دوانیده بود و ترک عادت، چنانکه گفتهاند، موجب مرض است، ببستر ناخوشی افتاد و بمرد. از جمله جهت ناخوشی او، چنانکه از قول خودش روایت میکنند، لباس دراز پارتیها بوده (دیوکاسّیوس، کتاب ۱۸، بند ۲۶). این مرگ ناگهان فرهاد برای اردوان خیلی مفید بود، چه خیال او را از طرف فرهاد آسوده میداشت. در این وقت بود یا قبل از این زمان، معلوم نیست، ولی محقّق است، که از شرکت تیبریوس در توطئه داخلی ایران برای ایجاد اغتشاشی در آن، اردوان بقدری برآشفت، که نامهای بسیار سخت به تیبریوس نوشت. نویسندۀ رومی سوئهتن[۱] گوید (تیبریوس، بند ۶۶): مفاد نامه چنین بود، که اردوان تیبریوس را شقی، ترسو و فاسد الاخلاق (از جهت فسق و فجورش) خوانده به او توصیه میکرد، موافق میل تبعهاش، که بجا و حقّ است، فوراً به خودکشی اقدام کند[۲]. تیبریوس از این نامه بشدّت
- ↑ Sueton.
- ↑ بنظر مؤلّف اردوان خواسته نیشی به قیصر بزند: موافق اخلاق پارتیهای شجاع شخصی، که مرتکب عمل شنیع بر ضدّ طبیعت میشد، میبایست خودکشی کند. بنابراین اردوان خواسته فسق و فجور تیبریوس را بچشم او بکشد و بفهماند، که موافق اخلاق پارتی، او مستحق مجازات خودکشی است و بعلاوه تبعهاش هم از شدّت ظلم او همین را میخواهد (در باب فسق و فجور تیبریوس بکتاب سوئهتن موسوم به ۱۲ قیصر بند ۴۲-۴۵ رجوع شود).