در ۳۴ م.، همینکه شنید، که زنو مرده، داخل ارمنستان گردیده آن را اشغال کرد و پسر بزرگترش را بر تخت نشانید. اسم او را نمیدانیم، زیرا دیوکاسّیوس و تاسیتوس فقط نام خانوادگی او را، که ارشک است ذکر کردهاند، ولی معلوم است، که نام شخصی هم داشته. از کتاب ۱۵، فصل ۱، بند ۳۶ سترابون همچنین برمیآید. در همان وقت اردوان از رومیها تقاضا کرد، خزانهای را، که ونن از پارت برده و در سوریّه یا در کیلیکیّه گذارده، پس بدهند و اظهار کرد، که او حقّا پادشاه تمام ممالکی است، که در ایّام قدیم متعلّق به مقدونیّه یا پارس بوده، زیرا او حقّ دارد، خود را جانشین کوروش و اسکندر بداند (تاسیتوس، سالنامهها، کتاب ۶، بند ۳۱).
بعد، چون دید، که تیبریوس حاضر نیست با پارت بجنگد و به ویتلّیوس والی سوریّه دستور داده، مناسباتی صلحآمیز با پارت داشته باشد و از جنگ احتراز کند، درصدد برآمد، کاپادوکیّه را، که در این زمان جزء روم بود، اشغال کند و بعض عملیّات برای انجام این مقصود خود کرد. جهت آن بود، که اردوان از احوال تیبریوس بیاطّلاع نبود.
احوال تیبریوس
اگرچه شرح احوال تیبریوس بتاریخ ایران مربوط نیست، ولی برای فهم وقایع مقتضی است، کلمهای چند در این باب بگوئیم. او پسرخواندۀ اکتاویوس اگوست قیصر روم بود و سرداری نامی بشمار میرفت، زیرا در جنگهای عدید با بهرهمندی بر مشکلات فائق آمده بود.
پس از مرگ قیصر بواسطۀ نامی، که داشت و نیز از جهت نفوذ مادرش، که از متنفّذات روم بود، طرفدارانش غلبه کرده و او را بجای اگوست نشانیده قیصر و اگوستش خواندند. تیبریوس در داخلۀ روم اصلاحاتی مجری داشت، اوضاع دولت روم را بهتر کرد و در سیاست خارجه پیرو عقیدۀ اکتاویوس گردیده بسط آن را، بیش از آنچه که بود، برای روم مضرّ دانست، ولی چون خودرأی و مستبدّ بود، باین و آن پیچید و دشمنان زیاد یافت.