با این مقصود در سال یک ق. م قیصر نوۀ خود کایوس را بمشرق فرستاد، تا نفوذ روم را در ارمنستان برقرار کند، و لو اینکه اجرای این امر مستلزم جنگی با پارت باشد. در این موقع فرهادک مضطرب گردید و در جزیرهای در فرات با کایوس ملاقات کرده قراری با او داد، که بامضاء طرفین رسید. بر اثر آن هریک (۱۳۶)- سکّه اشک پانزدهم (فرهادک)
از طرفین قشون خود را از طرف دیگر رود احضار کرد و فقط فرهادک و کایوس با یک عدّه مساوی از ملتزمینشان شرایط عهد دوستی را مورد مشورت و مذاکره قرار دادند و فرهاد تعهّد کرد، که در امور ارمنستان دخالت نکند. بعد از آن، که طرفین از یکدیگر راضی گشتند، فرهادک رومیها را به خاک ایران دعوت کرد و رومیها هم در خاک خود به فرهادک ضیافتی دادند و مراسم عهد دوستی بعمل آمد.
این خبر را از ولّییوس نویسنده رومی، که خودش در مجلس ملاقات پارتیها با رومیها حاضر بوده، میدانند. بنابراین، در اینکه در این زمان دولت پارت از مسئله ارمنستان صرفنظر کرده، تردیدی نیست و این یکی از نتایج شوم آمدن کنیزک رومی به دربار پارت بود، که بر نتایج دیگر افزود.
پس از این عهد مودّت، در ارمنستان اغتشاشی رویداد و رومیها در ارمنستان دخالت کردند و کایوس نوه اگوست در جنگ زخمی برداشته درگذشت، ولی فرهادک در این موقع حرکتی نکرد و بعهدی، که با رومیها بسته بود، باوفا ماند.
شاید یکی از جهات آن، وضع داخلی ایران بوده.
در باب امور داخلی ایران در زمان فرهادک باید گفت، که اوضاع خوب نبود. اوّلا بزرگان پارت میدانستند، که او از حیث نژاد پست است، زیرا مادرش کنیزکی رومی است، دیگر پدرکشی فرهادک در نظرشان بود و بالاخره میگفتند،