پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۴۱۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

به او بود. خصوصا در این موارد: همدردی، که او نسبت بمجروحین و مرضی از جهت دردها و محنشان نشان می‌داد، جوانمردی، که در مقابل حوائجشان می‌نمود، آنها را مجبور می‌داشت، بیش از اشخاصی، که محنتی ندیده بودند، اطاعت ورزند (همان‌جا، بند ۴۶).[۱]

پارتیها، که از حمله‌های پی‌درپی خسته بودند و می‌خواستند حملاتشان را موقوف دارند، پس از این فتح بقدری امیدوار شده با حقارت به رومیها نگریستند، که شب اردوشان را نزدیک اردوی رومی زدند و یقین داشتند، که صبح اردوگاه رومی از سپاهیان خالی خواهد بود و پارتیها به غارت کردن ثروتهای آن خواهند پرداخت. بنابراین عدّه پارتیها در طلیعه صبح بیش از روز قبل بود. اطمینان می‌دهند، که عدّۀ آنها در این وقت بچهل هزار بالغ می‌گشت و شاه، حتّی قراولان خود را فرستاد، تا در فتح حتمی شرکت کنند. اما خود شاه هیچ‌گاه در جنگی شرکت نکرد. آنتونیوس، که می‌خواست نطقی خطاب به لشکر کند، جامۀ سیاه طلبید، تا منظره‌اش سپاهیان را بیشتر متأثر دارد، ولی، چون دوستانش مانع شدند، در جوشن سرداری در پیش لشکرش نمودار گردید. در خطابه، خود او از سربازانی، که غالب آمده بودند، تمجید و آنهائی را، که فرار کرده بودند، تقبیح کرد. سپاهیان خواستار گشتند، که نسبت به آنها اعتماد داشته باشد، اینها چیزهائی در تبرئه خود گفته افزودند، که برای مجازات موافق ترتیب ده‌نفری و هر جزای دیگر حاضرند و در خاتمه خواستند، که آنتونیوس حزن و اندوه را از خود دور دارد. در این وقت او دستهای خود را به آسمان بلند کرده از خدایان خواست، که اگر بجبران سعادت سابقش، باید تحمّل بدبختی‌هائی کند، این بدبختی و نکبت بسهم او افتد و فتح و ظفر بسهم لشکر او[۲] (همان‌جا، بند ۴۷).

روز دیگر رومیها، پس از اینکه پهلوهای لشکر را محکم کردند، براه افتادند


  1. از این عبارات پلوتارک معلوم است، که قشون رومی خیلی نیرومند بوده. با وجود این پارتیها آن را عاجز کرده بودند.
  2. برای فهم استغاثه آنتونیوس به صفحۀ ۱۲۱۷ این تألیف رجوع شود.