پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۳۳۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

تیگران حمایت خواهد کرد و تیگران هم می‌خواست ایالاتی جدید از دولت پارت بدست آرد. از طرف دیگر پارت نمی‌خواست به رومیها هم کمک کند، زیرا، چنانکه پلوتارک گوید و نیز ژوستن (کتاب ۳۸، بند ۴-۷) تمام پادشاهان آسیا از آمدن رومیها باین قارّه نگران بودند و می‌ترسیدند، که دوام دولت مزبور در این قارّه بیش از دوام مقدونیّه باشد، و حال آنکه تازه دست دولت مقدونیّه و سلوکی را کوتاه کرده بودند. بنابراین، حسّیّات این پادشاهان بر ضدّ رومیها بود، بخصوص از وقتی که آنها از کمی سن مهرداد ششم استفاده کرده فریگیّه را از پنت ربودند و دیگر سنتروک، که می‌دید، مهرداد پادشاه پنت با نیروئی، که دارد و با تدارکات خود در جنگ اوّلش با رومیها (۸۸-۸۴ ق. م) از عهدۀ آنها برنیامد، می‌ترسید، کمکی به رومیها کند، زیرا تردید نداشت، که در صورت بهره‌مندی قطعی، رومیها بطرف مشرق پیش رفته با خود دولت پارت طرف خواهند شد. سنتروک در سنه ۷۴ ق. م باین عقیده بود، که بی‌طرف بماند و وقتی که مهرداد پنت در ۷۲ ق. م کمک او را درخواست کرد، جواب ردّ شنید و به رومیها هم وعده‌ای نداد، ولی بمرور صفحات جنگ بحدود ایران نزدیک‌تر گشت و حفظ بی‌طرفی مشکل گردید. در این وقت سنتروک وعده‌هائی بطرفین می‌داد، ولی خیال نداشت راجع به هیچ‌کدام وعده‌های خود را انجام دهد، یعنی مماطله و امرار وقت می‌کرد (آپ‌پیان-مهرداد صفحۀ ۲۳۰). اگرچه مم‌نن گوید (قطعه ۵۸، بند ۲)، که فرهاد وعده‌هائی بطرفین می‌داد، ولی از منابع دیگر معلوم است، که در باب شاه پارت او اشتباه کرده و آن شاه پارت، که وعده‌هائی به مهرداد پنت و لوکولّوس می‌داد، سنتروک بوده نه فرهاد. از نوشته‌های پلوتارک استنباط می‌شود، که این رفتار سنتروک بقدری بالاخره باعث تکدّر لوکولّوس سردار رومی شده، که او می‌خواسته جنگ را با مهرداد ششم پنت و تیگران پادشاه ارمنستان موقوف داشته، به پارت حمله کند (لوکولّوس، بند ۳۰) و نیز معلوم است، که سردار رومی با این مقصود به نصیبین حمله و آن را محاصره کرد، ولی ایرانیها پا فشردند و محاصره بطول انجامید و چون مهرداد پنت