هییراکس علم مخالفت بر ضدّ او بیفراشت، باعث شد، که از امور شرقی صرفنظر کند. بنابراین در مدّت بیش از بیست سال آرامشی در پارت برقرار بود. تیرداد در این موقع دو نقشه میتوانست داشته باشد، از منازعات داخلی دولت سلوکی استفاده کرده، بر ممالک دیگر سلوکیها بتازد و پارت را بزرگ کند، یا بتحکیم مبانی دولت جوان پرداخته آن را نیرومند گرداند. این شاه عاقل نقشۀ دوّم را ترجیح داده توجّه خود را بامور داخلی مصروف داشت، توضیح آنکه قلاع زیادی در محلهائی، که طبیعت هم آنجاها را محکم کرده بود، بساخت و ساخلوهائی در قلاع نشاند. از کارهای او بنای شهری بود جدید، که ژوستن گوید (دارا) نام داشت و در کوه زاپاارتهنن[۱] واقع بود. محلّی را، که تیرداد برای بنای دارا، پایتخت خود، انتخاب کرد باعلی درجه با خیال او موافقت میکرد: این شهر را از هر طرف کوههائی، که دارای شیبهای تند بود، در احاطه داشت. خود شهر در جلگهای واقع بود، که حاصلخیزیش را بسیار ستودهاند. رودهای کوچک و جویبارهای زیاد جلگه را آبیاری میکرد، خاک بدرجهای قوّت داشت، که شخم زدن آن تقریباً لازم نبود، جنگلهای وسیع و زیاد هوا را خنک و آبوهوا را معتدل میداشت، با صرفنظر از اینکه شکارگاههای عالی برای انواع تفریحات و ورزشها آماده بود.
بعض نویسندگان دیگر رومی نام این شهر را داریوم[۲] ضبط کردهاند (مثلا پلین، تاریخ طبیعی، کتاب ۶، بند ۱۶)[۳]. هر دو اسم صحیح است، پلین یکصد و اندی سال قبل از ژوستن میزیسته و نوشتههای هر دو نویسنده راجع به وقایع دو سه قرن قبل از زمان آنها است. پلین اسمی را ضبط کرده، که بزبان پارسی قدیم، که در زمان هخامنشیها متداول بود، نزدیکتر است و ژوستن نامی را، که بزبان پهلوی است.
متأسّفانه نتوانستهاند محقّقا محلّ دارا را معیّن کنند. ژوستن گوید، در کوه زاپاارتهنن واقع است. پلین این محل را آپاورتن[۴] نوشته (در نسخهای