یافته، فاتح بیرون آمدهاند. راست است، که در تاریخ کراراً مشاهده شده است مردمی قلیل العدّه با وسائلی بسیار محدود، از جهت شجاعت، بر انبوه لشکر دشمن غلبه یافتهاند، ولی این نوع موارد نسبة نادر است و باید گفت، که غلبۀ تیرداد بر سلکوس از این موارد بشمار میآید (دولت سلوکی در این زمان لااقل ۲۰ برابر دولت کوچک پارت بوده)[۱].
امّا در باب قضایای بعد از این جنگ عقاید مختلف است. پسیدونیوس گوید، که سلکوس به سوریّه برگشته لشکر جدیدی جمع کرد و این دفعه نه فقط شکست خورد، بل خودش هم اسیر گردید. بنابراین گمان میکنند، که نوشته پسیدونیوس به آنتیوخوس سیده[۲]، که در زمانی دیگر میزیسته و اسیر فرهاد دوّم اشکانی گردیده، راجع است (۱۲۹ ق. م) و نویسنده مزبور این واقعه را بزمان تیرداد نسبت داده. بعضی هم مانند کلینتون[۳] تصوّر کردهاند، که شاید سلکوس کالّی نیکوس، بعد از جمعآوری قشونی جدید، باز به جنگ تیرداد رفته و این دفعه، علاوه بر اینکه شکست خورده، اسیر هم شده. به هرحال چه سلکوس اسیر شده و چه نشده باشد، شکّی نیست، که فتح تیرداد نسبت به پادشاه سلوکی خیلی مهم بوده، بلکه میتوان گفت، که دولت پارت از این زمان تأسیس شده و بانی این دولت در واقع امر تیرداد است. شاید خود پارتیها هم همین معنی را در نظر داشتند، که ابتدای سلطنت تیرداد، یعنی سال ۲۴۷ ق. م را، مبدأ تاریخ پارتی قرار دادهاند زیرا، اگرچه ارشک دولتی تأسیس کرده بود، ولی تردیدی نبود، که سلوکیها در صدد تسخیر ثانوی پارت برخواهند آمد.
کارهای تیرداد در زمان صلح
چنین بنظر میآید، که سلکوس کالّی نیکوس با یک شکست از اینکه پارت را از نو تسخیر کند مأیوس نگردید، ولی اشکالاتی، که برای او در سوریّه پیش آمد و برادرش آنتیوخوس