موافق عادت زشت یونانیهای آن زمان خواست تمتّعی از جمال او برگیرد، این رفتار بر ارشک بسیار گران آمد، فرکلس را که میزبانش بود شبانه به معاونت تیرداد و پنج نفر نوکوش کشت و پس از آن بقیام بر ضدّ سلوکیها عزم خود را جزم کرد (روایت آرّیان، قطعه ۱)[۱] برحسب روایت سوّم ارشک اوّل پادشاه اشکانی یک نفر سکائی بود از طایفه پارنیان یا اپارنیان و این طایفه هم از قوم داه سکائی، که در همسایگی گرگان سکنی داشت، بشمار میرفت. ارشک با طایفه خود در وادی اترک میزیست و بعد از اینکه شنید، دیودوت در باختر اعلان استقلال داده و سکّه باسم خود زده، یعنی از دولت سلوکی جدا شده، او هم به پارت درآمده بر سلوکیها قیام کرد. این روایت را سترابون ترجیح داده (کتاب ۱۱، فصل ۹، بند ۲).
ژوستن گوید (کتاب ۴۱، بند ۴): ارشک شخصی بود، که نام و نشان نداشت و مدّتها به راهزنی اشتغال میورزید. بعد از اینکه تئودوت (ژوستن دیودوت را چنین نوشته) در باختر، که دارای هزار شهر بود، علم استقلال برافراشت، سایر ممالک شرقی از او پیروی کردند و او هم با یک دسته از مردم راه زن به پارت درآمده آندروگرس والی این مملکت را شکست داد. بعد گرگان را گرفت و قشونی نیرومند تشکیل کرد، زیرا از سلکوس و پادشاه باختر میترسید، ولی مرگ تئودت بزودی خیال او را راحت داشت و با پسر او، که نیز تئودوت نام داشت، عقد اتّحاد بست. پس از آن با سلکوس، که قشونی برای تنبیه پارتیها به پارت کشیده بود، جنگیده فاتح گردید. روز این فتح را پارتیها روز آزادی خودشان میدانستند و جشنها در آن روز میگرفتند.
از این روایات روایتی را، که سترابون ترجیح داده، صحیحتر میدانند و بنابرآن عقیده دارند، که ارشک اوّل از طایفه پارنیان سکائی بوده. به هرحال اگر هم ارشک اوّل سکائی بوده باشد، معلوم است، که اعقاب او بواسطه سلطنت
- ↑ Arrian. Fr. I.