کردند. این اوضاع دوام یافت، تا آنکه پیرّوس آنتیگون گوناتاس را شکست داد، ولی او در ۲۷۲ دوباره به مقدونیّه برگشت و تا آخر عمرش (۲۳۹ ق. م) مقدونیه و یونان را داشت. پس از آنتیگون مذکور پسرش دمتریوس بتخت نشست و بعد آتن استقلال یافت. در سالهای بعد منازعات و جنگهای زیاد بین مقدونیّه و یونان روی داد، تا آنکه شهرهای بسیاری از یونان بر ضدّ مقدونیها با رومیها متّحد گشتند، ستیزه بین طرفین بجدال کینوسکفال[۱] منتهی گشت و سردار رومی فلامینینوس[۲] فاتح گشت (۱۹۷ ق. م). موافق عهد صلح فیلیپ پادشاه مقدونیّه متعهّد شد هزار و پانصد تالان[۳] وجه بابت خسارت بپردازد و در امور یونان هم دخالت نکند. موافق این عهد تسّالی و کرنت هم از مقدونیه جدا شدند. بعد روابط فیلیپ با رومیها بهتر گردید، زیرا به آنها در جنگی، که با آنتیوخوس سوّم سلوکی داشتند، کمک کرد، ولی چون رومیها بسیار مراقب مقدونیّه بودند، بالاخره فیلیپ به تنگ آمده در نهان بتدارک جنگی با آنها پرداخت و در زمان سلطنت پسرش پرسه، که از زن غیر عقدی بود (۱۷۹-۱۶۸ ق. م) جنگهای مقدونیّه با رومیها شروع گردید. پرسه نتوانست از فتحی، که در ابتداء کرده بود، استفاده کند و احوال جنگ بطول انجامید، تا در ۱۶۸ ق. مپلامیل سردار رومی در پیدناپرسه را شکست داد و او را برای نمودن فتح خود بروم برد. پس از آن مقدونیه به چهار جمهوری تقسیم گردید و در این حال امرار حیات میکرد، تا آنکه شخصی، که معروف به فیلیپ دروغی است، خواست استقلال مقدونیه را برگرداند. در این وقت رومیها باز دخالت کرده از مقدونیّه با ایلّیریه و تسّالیّه ایالتی بزرگ تشکیل داده آن را جزء دولت روم کردند (۱۴۸ ق. م). بنابراین از زمانی، که مقدونیّه پس از جنگهای خشیارشا با یونان از دولت هخامنشی جدا شد، (۴۸۰ ق. م) تا زمان ضمیمه گشتن بروم (۱۴۸ ق. م) عمرش ۳۳۲ سال بود.
چنان بود احوال ملک اسکندر در زمان جانشینانش و پس از تجزیه دولت او