که به (بیتینیهای تراکی ۱) معروف بودند و باین جهت این قسمت آسیای صغیر به بیتینیّه معروف گردید. در زمان سترابون، چنانکه او گوید، حدود بیتینیّه چنین بود: در مشرق پافلاگونیّه و اراضی ماریاندینها و اپیکتتها-در شمال دریای سیاه-در غرب پروپونتید یا دریای مرمره-در جنوب میسیّۀ آسیای صغیر. کزنفون گوید، که ماریاندینها جزء بیتینیّه بودند. تا نیمه قرن ششم ق. م. بیتینیها مستقل بودند. بعد در زمان کرزوس برای مدّت کمی جزء دولت لیدیّه گردیدند. پس از آن جهانگیریهای کوروش بزرگ آمد و بیتینیّه جزء دولت هخامنشی گردید. کوروش تشکیلات بیتینیّه را تغییر نداد و فقط باجی برای آن مقرّر داشت. بعدها هم بیتینیّه جزء دولت هخامنشی بود، تا اسکندر به آسیا آمد. پس از او، زیپت[۱] (۳۲۷-۲۷۹ ق. م) والی بیتینیّه یا پادشاه آن، استقلال این مملکت را در زمان جانشینان اسکندر حفظ کرد، شهری ساخت، که موسوم به زیپهتیّه گردید و از حیث ثروت معروف بود. پسر او، که نیکمد[۲] اوّل نام داشت، شهر نیکمدی را ساخت (۲۷۹-۲۵۰ ق. م). چون تاریخ این مملکت خارج از موضوع این تألیف است و ارتباطی با تاریخ ایران ندارد باجمال کوشیده همینقدر گوئیم، که از پادشاهان دیگر بیتینیّه اینها معروف بودند:[۳]- زیهلاس[۴] (۲۵۰-۲۲۹ ق. م)- پروزیاس اوّل[۵] (۲۲۹- ۱۸۲ ق. م)- پروزیاس دوّم (۱۸۲-۱۴۹ ق. م)- نیکمد دوّم (۱۴۹- ۹۵ ق. م)- نیکمد سوّم (۹۵-۷۴ ق. م). اینها برای آبادی مملکتشان و توسعه آن کوشیدند، گهی با سلوکیها و گاهی با پرگام و پنت کاپادوکی و غیره جنگیدند و وقتی که بیتینیّه در شرف گم کردن استقلالش بود، پافلاگونیّه نیز جزء آن بشمار میرفت. در زمان نیکومد سوّم رومیها نفوذ زیادی در اینجا یافتند و او را، با وجود اینکه تبعهاش از سلطنت خلع کرده بودند، بر تخت نشانیدند.
این پادشاه قبل از مرگ، مملکت خود را برحسب وصیّتنامهای به رومیها واگذارد