پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۱۷۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

آخرین پادشاه کاپادوکیه، مأیوس گشته با دوستانش به ارمنستان رفت. مدّت کمی پس از آن، چون پردیکّاس و اومن کشته شدند و آنتی‌گون و سلکوس در جاهای دیگر مشغول بودند، آری‌آرات از آردآت[۱] پادشاه ارمنستان قوّه‌ای گرفته آمین‌تاس سردار مقدونی را کشت و مقدونیها را از کاپادوکیّه رانده تخت موروثی را بدست آورد. آری‌آرات سه پسر داشت، که بزرگترشان آریام‌نس بعد از پدر بتخت نشست. این شخص با آنتیوخوس سلوکی، که عنوان«خداوند» داشت، وصلت کرد، یعنی برای پسر بزرگترش آری‌آرات نام ستراتونیس دختر آنتیوخوس را گرفت و چون اولاد خود را خیلی دوست می‌داشت، آری‌آرات را در زمان حیات خود تاج بر سر گذارد و در اداره کردن مملکت با خود شریک کرد. آری‌آرات پس از فوت پدر به‌خودی‌خود به سلطنت رسید و وقتی که می‌مرد، تخت را برای پسرش، که آری‌آرات نام داشت و در صغر سنّ بود، گذارد. او دختر آنتیوخوس کبیر (سوّم) را، که آنتیوخیس نام داشت، گرفت و این زن خیلی حیله‌ور بود، توضیح آنکه، چون اولادی نداشت، به شوهرش وانمود، که دو پسر دارد: آری‌آرات و هولوفرن، ولی پس از چندی، برخلاف انتظار، حامل گشته دو دختر آورد و نیز پسری، که او را مهرداد نامیدند. در این وقت او به شوهرش اعلام کرد، که او را باشتباه انداخته بود و سابقاً اولادی نداشته و از دو پسر دروغی، ارشدش را با حقوق کمی بروم فرستاد و کوچکتر را به یونیّه. این کار کرد، تا این پسرها با پسر حقیقی او در سر تخت منازعه نکنند. مهرداد هم پس از اینکه برشد رسید، خود را آریآرات نامید. او تربیت یونانی یافته بود و صفات خوبی داشت».

«مهرداد پدرش را خیلی دوست داشت، پدرش هم او را نیز. محبّت پدر و فرزند چنان بود، که پدرش خواست او را در زمان حیات خود بر تخت نشاند، ولی پسر نپذیرفت و گفت، که تا والدینش زنده هستند، سلطنت نخواهد کرد. این مهرداد را یونانیها از جهت محبّتش به پدر فیلوپاتر[۲] خوانده‌اند. مهرداد بعد از


  1. Ardoate.
  2. Philopator (محبّ پدر).