غالب نسبت بمغلوب، که در آن عهد مخصوصا اهمیّت داشته، ایرانیان را با خودشان مساوی نمیدانستند و دیگر اینکه عنصر یونانی را بر ایرانی ترجیح میدادند.
بهعبارتدیگر باید گفت، که مقدونیها و یونانیها آقا بودند و ایرانیها تبعه مغلوب و حقوقی که مقدونیها به یونانیها میدادند، به ایرانیها داده نمیشد، مگر اینکه در شهرهای یونانی ایرانیان با یونانیها مخلوط میشدند، در این صورت ممکن بود، که ایرانیان نیز حقوق سکنه شهر یونانی را بیایند.
آنچه گفته شد کلّیاتی بود، که از موارد جزئی بدست میآید و موافق این کلّیات میتوانیم بیتردید بگوئیم، رفتار سلوکیها با ایرانیان مانند رفتار آقایانی با تبعشان بوده یا مثل رفتار مردمان غالب نسبت به مردمان مغلوبی، که از فاتحین خود از حیث نژاد و اخلاق و عادات تفاوتهای اساسی ندارند. اما در باب تشکیلات دولت سلوکی در خلاصه باین نتیجه میرسیم، که اوّلا مرکزیت دوره هخامنشی، بخصوص مرکزیت زمان داریوش اوّل، در دوره سلوکی عقب رفت و آثار ملوکالطّوایفی پدید آمد. ثانیا پرستش پادشاه، یا چنانکه میگفتند،«عبادت پادشاه» ایجاد شد.
پائینتر خواهیم دید، که این دو بدعت چه آثاری در ایران گذارد. اکنون موقع آن است، که ببینیم استیلای عنصر مقدونی و یونانی در آسیا چه اثراتی داشت.
فصل سوم-کوشش سلوکیها برای یونانی کردن مشرق
چنانکه بالاتر گفته شد، سلوکیها عامل بزرگ یونانی کردن مشرق بودند. جهت آن را چون بقدر کفایت روشن کردهایم، تکرار را زاید میدانیم. آپپیان گوید، که سلوکیهای اوّل تقریباً شصت شهر در مشرق بنا کردند و میافزاید، که فهرست او کامل نیست[۱]. آنتیگون اوّل کسی بود، که مهاجرت یونانیها را بمشرق شروع کرده شهر آنتیگونیا[۲] را در کنار رود ارنتس در سوریّه ساخت و نیز