شرکت داشتند: آپاتوریوس[۱] گالّی و نیکانور نامی، ولی ازب (اوسویوس) گالّی خائن را نیکانور نامیده.
عقیده بعضی این است، که در کشتن او آتّالوس پادشاه پرگام دست داشته و او اطرافیان سلکوس را با پول خریده بود، ولی حقیقت امر معلوم نیست. به هرحال پس از کشته شدن سلکوس آخهاوس[۲]، که زمامدار دولت سلوکی بود، قتله را مجازات داد و با اینکه مردم پذیرفتن تاج را به او تکلیف میکردند، از قبول سلطنت امتناع ورزیده، آن را برای آنتیوخوس برادر سلکوس، که در این وقت در بابل یا در سلوکیّه دجله بود، ذخیره کرد (پولی بیوس، کتاب ۶، بند ۴۸).
مبحث ششم-انتیوخوس سوم کبیر
بعد از برادر بتخت نشست (۲۲۳-۱۸۷ ق. م). تقریبا از این زمان در اوضاع عالم آنروز تغییراتی مهمّ روی میدهد. در مشرق دولت جوان پارت بتدریج قوّت مییابد و ممالک ایران را در تحت اقتدار خویش درآورده، در آسیا عامل مهمّی میگردد. در مغرب دولت روم، پس از اینکه تمام ایطالیا را در تحت تسلّط خود درآورد و قسمتی از جزیره سیسیل را ضمیمه کرد، به بهانه آنکه دزدان دریائی ایلّیریه[۳] بتجّار آن خسارت وارد میکنند، قدم به شبه جزیره بالکان میگذارد و بسط دولت روم در مشرق شروع میشود. مقارن این زمان سه پادشاه نامی، که معاصر بودند، یعنی بطلمیوس اورگت[۴] در مصر، آنتیگون دزن[۵] در مقدونیّه و کلامن[۶] در اسپارت، به نوبت درمیگذرند و جاهای آنان را جوانان بیتجربه میگیرند. فقط در دولت سلوکی آنتیوخوس سوّم، که کبیرش خواندهاند، چندی کفایتی نشان میدهد، ولی او هم تا آخر بهرهمند نیست.