بیونان وسطی راند (۲۸۰ ق. م).
سال بعد سانحه بزرگی برای مقدونیّه و یونان روی داد: مردمانی، که در تاریخ به گالّی[۱] ها معروفاند، آنها را از نژاد سلتی[۲] میدانند و یونانیان آنها را گالاثیان[۳] مینامیدند، مقدونیّه و یونان را معرض تاختوتاز قرار دادند. اینها مردمی بودند قوی و سلحشور، ولی دور از تمدّن. استیلای اینها بر شبهجزیره بالخان (بالکان) وحشت و اضطرابی غریب در قلوب اهالی این مملکت افکند، بخصوص، که میگفتند، گالّیها یک قرن و اندی پیش بروم حمله کردند و رومیها از راندن آنها عاجز گردیده، با دادن پولی گزاف از روم خارجشان کردند. بطلمیوس کرائونوس به جنگ آنها رفت و کشته شد (۲۸۰ ق. م). پس از آن مقدونیّه میدان تاختوتاز آنها گردید. این مردمان وحشی کودکان را میکشتند، شهرها و دهات را غارت میکردند، ابنیه را آتش میزدند. سال بعد گالّیها از تنگه ترموپیل گذشته یونان را میدان قتل و غارت کردند و چندی بدین منوال گذشت. تا بالاخره یونانیها جمع شده و در نزدیکی دلف شکستی به گالّیها داده آنها را از یونان راندند.
دیودور گوید (قطعهای از کتاب ۲۲): وقتی که برننوس[۴] پادشاه گالّیها به معبدی درآمد، به تقدیمیهای طلا، و نقره توجّهی نکرد و فقط هیکلهای خدایان را، که از چوب و سنگ ساخته بودند برگرفته بسیار خندید، از اینکه صورت خدایان را مانند صورت انسان میسازند و آنهم از چوب و سنگ. این گفته دیودور شایان توجه است و میرساند، که گالّیها، با وجود اینکه از تمدّن دور میزیستند، راجع به خدا تصوّراتی داشتهاند، برتر از تصوّرات یونانیهای متمدّن.
باری آسیای صغیر، در ابتداء از حملات این مردم مصون بود، ولی اتّحادی، که مردمان قسمت شمالی آسیای صغیر، مانند بیتینیّه و غیره تشکیل داده بودند و موسوم باتّحاد شمالی بود، خواستند از سلحشوری گالّیها استفاده کنند و آنها را به یاری خود طلبیدند. پس از آن آسیای صغیر هم میدان قتل و غارت و حریق